در جوامعی که انسانها از حداقل حقوق دموکراتیک برخوردار نیستند و شرایط استبدادی در آنها حکمفرماست و اجازه ی ابراز وجود هر تشکل و نهاد مستقلی را در ساختار طبقاتی جامعه بویژه از طبقه ی کارگر سلب می نماید ، مبارزات سازماندهی شده و پیگیری خواست های طبقاتی بسختی و تقریباً با احتمال صفر مواجه است .
برخوردهای استبدادی و قرون وسطایی با سندیکای شرکت واحد تهران حتی اجازه وجود و حضور کارگران در تشکلی اصلاح طلب را نیز گرفته است ، چه برسد بوجود اتحادیه های مختلف و مجامع عمومی در حوزه ی کارگری .
حرکت های اعتراضی اجتماعی در این جوامع بیشتر بصورت خودجوش بدون کانالیزه شدن توسط تشکیلات مستقل بر سر خواستهای طبقاتی و بیشتر بصورت خودبخودی می باشد . اعتراضاتی که بیشتر بر سر خواستهای عاجلی که با بدیهیات زندگی افراد آن بخش سر کار دارد و در شرایط موجود به یغما رفته است بصورت ناگهانی و با حالت انفجاری صورت می گیرد .
با نگاهی دقیقتر و واکاوی شرایط مورد نظر در این اعتراضات موجود به نقش کلیدی رهبران عملگرا و کاریزماتیک آن بخش در کنار خواستهای اقتصادی – اجتماعی – سیاسی آنها پی خواهیم برد .
اتوریته ی رهبران کاریزماتیک در محافل کارگری ، زنان ، دانشجوئی و معلمان نقش بسزائی در شروع اعتراضات آن بخش بر علیه وضعیت موجود و هدایت و کانالیزه کردن این اعتراضات در جهت نیل به اهداف مورد نظر دارد که از آن می توان به عنوان موتور محرک این اعتراضات در کنار خواستهای عاجل آن بخش اشاره کرد.
استبداد در جامعه بطور عرضی این خصوصیت را ایجاد می کند و آن را تبدیل به سنتی سخت نموده که هر تشکیلات سازی در درون طبقه یا بخشی از جامعه غیر طبیعی جلوه نموده و برخوردهای سخت حاکمیت استبداد را بر می انگیزد تا جایی که تنها نامی از آن تشکیلات باقی می ماند .
این دور تسلسلی است که متاسفانه در این جوامع ایجاد می شود و عبور و خروج از آن را در شرایط طبیعی آنها غیر ممکن است . و این گونه است که تنها راه رهایی از استبداد در این جوامع به نقش پر رنگ شخصیت های اتوریته پیوند می خورد .
خودآگاهی طبقاتی رهبران کاریزماتیک و عمل شبه تشکیلاتی و متحد این رهبران بخش های مختلف یک طبقه و هدایت در سایه ی آن بخش ، به خواست های نهایی طبقه و اتخاذ سبک کار مناسب با توجه به شرایط استبدادی موجود می تواند فضای بازتر سیاسی برای ایجاد نهاد و تشکل فراهم کند.
عمل شبه تشکیلاتی و مستقل در بخش های گوناگون حاشیه ی امنیت بیشتر برای فعالین طبقه ی کارگر ایجاد کرده و سطح برخورد نیروهای امنیتی را کاهش می دهد ، و با کمترین هزینه ها بیشترین فواید را نصیب طبقه ی کارگر خواهد کرد. البته فعالین و خود طبقه ی کارگر با خودآگاهی طبقاتی باید پی به ضرورت وجودی نهادها و تشکل های مستقل کارگری برند و برای شکل گیری آنها بعنوان ظرفی مناسب برای احقاق حقوقشان و در نهایت قدرت گیری سیاسی تلاش کنند.
نگرش های مختلف به نقش شخصیت های کاریزماتیک و معایب ذاتی آن نقدهایی وارد ساخته اند و این شیوه ی عملکرد را منتج به ایجاد سانترالیسم کاریزماتیک ودرست شدن کیش شخصیتی می دانند . آنان در میان ورق های کتب مختلف و نگرشی کاملاً ذهنی و برخورد صفر و یکی با مسائل سعی در ساختن متدی انتزاعی برای حل مسائل دارند. یک رئال پلیتیسین و مبارز واقعی با عینیات سروکار دارد و باید بر اساس شرایط زمانی و مکانی خاص و موجود در جامعه راهکار مبارزاتی خود را انتخاب نماید . تحلیل مشخص از شرایط مشخص نتیجه ی نگاهی دیالکتیکی به عینیات موجود جامعه می باشد .
تشخیص استبدادی بودن جامعه و ایجاد فرهنگ سلطه و زیر سلطه در جوامع استبدادی منجر به آن می شود که در زمان ایجاد شرایط مناسب برای مقابله با استبدادو آماده کردن و فراهم شدن شرایط مادی آن با تکیه بر قدرت بسیج کردن نیروها توسط شخصیت های کاریزماتیک ضربه های کاری را بر آن و ارد آورد و زمینه را برای ایجاد نهادهای آزاد کارگری و محدود کردن معایب تسلط فرد بر جمع فراهم ساخت .
عمل شبه تشکیلاتی بخش های مختلف کارگری ، زنان ، معلمان و دانشجویی حاصل حیات از یکدیگر و هم سویگی سیاست های کلی در انتخاب هدف مشخص آنها می باشد . سیاستی که تنها از راه خودآگاهی طبقاتی رهبران کاریزماتیک و انتخاب تشکیلات و سیاست های مشخص آن تشکیلات بدون داشتن ارتباط مشخص با آن و گسترش این آگاهی در میان بخش محصور کننده اش و کانالیزه کردن مبارزات آن بخش در جهت پیشبرد آن سیاست ها میسر خواهد شد .
عده ای از تئورسین ها این نگرش و شیوه ی مبارزه را اپورتونیسم و موج سواری نام می نهند، اما با نگاه به عینیات جامعه می توان این پاسخ را به آنان داد که در جوامع استبداد زده حرکات اعتراضی و تاثیر پذیری افراد جامعه بیشتر بر پایه ی فرد محوری استوار است تا تشکیلات محوری ، زیرا به آن گونه که باید امکان عرض اندام هیچ تشکل متعارفی در این جوامع امکان پذیر نبوده و استبداد عریان سیاسی طبقه ی سرمایه دار بنوعی منجر به بازتولید فرهنگ زیر سلطه بودن حتی در سطح طبقه ی کارگر شده است و تنها راه فرار از این فرهنگ نیز شکستن ساخت سرمایه داری و استبداد سیاسی آن می باشد .
برخوردهای استبدادی و قرون وسطایی با سندیکای شرکت واحد تهران حتی اجازه وجود و حضور کارگران در تشکلی اصلاح طلب را نیز گرفته است ، چه برسد بوجود اتحادیه های مختلف و مجامع عمومی در حوزه ی کارگری .
حرکت های اعتراضی اجتماعی در این جوامع بیشتر بصورت خودجوش بدون کانالیزه شدن توسط تشکیلات مستقل بر سر خواستهای طبقاتی و بیشتر بصورت خودبخودی می باشد . اعتراضاتی که بیشتر بر سر خواستهای عاجلی که با بدیهیات زندگی افراد آن بخش سر کار دارد و در شرایط موجود به یغما رفته است بصورت ناگهانی و با حالت انفجاری صورت می گیرد .
با نگاهی دقیقتر و واکاوی شرایط مورد نظر در این اعتراضات موجود به نقش کلیدی رهبران عملگرا و کاریزماتیک آن بخش در کنار خواستهای اقتصادی – اجتماعی – سیاسی آنها پی خواهیم برد .
اتوریته ی رهبران کاریزماتیک در محافل کارگری ، زنان ، دانشجوئی و معلمان نقش بسزائی در شروع اعتراضات آن بخش بر علیه وضعیت موجود و هدایت و کانالیزه کردن این اعتراضات در جهت نیل به اهداف مورد نظر دارد که از آن می توان به عنوان موتور محرک این اعتراضات در کنار خواستهای عاجل آن بخش اشاره کرد.
استبداد در جامعه بطور عرضی این خصوصیت را ایجاد می کند و آن را تبدیل به سنتی سخت نموده که هر تشکیلات سازی در درون طبقه یا بخشی از جامعه غیر طبیعی جلوه نموده و برخوردهای سخت حاکمیت استبداد را بر می انگیزد تا جایی که تنها نامی از آن تشکیلات باقی می ماند .
این دور تسلسلی است که متاسفانه در این جوامع ایجاد می شود و عبور و خروج از آن را در شرایط طبیعی آنها غیر ممکن است . و این گونه است که تنها راه رهایی از استبداد در این جوامع به نقش پر رنگ شخصیت های اتوریته پیوند می خورد .
خودآگاهی طبقاتی رهبران کاریزماتیک و عمل شبه تشکیلاتی و متحد این رهبران بخش های مختلف یک طبقه و هدایت در سایه ی آن بخش ، به خواست های نهایی طبقه و اتخاذ سبک کار مناسب با توجه به شرایط استبدادی موجود می تواند فضای بازتر سیاسی برای ایجاد نهاد و تشکل فراهم کند.
عمل شبه تشکیلاتی و مستقل در بخش های گوناگون حاشیه ی امنیت بیشتر برای فعالین طبقه ی کارگر ایجاد کرده و سطح برخورد نیروهای امنیتی را کاهش می دهد ، و با کمترین هزینه ها بیشترین فواید را نصیب طبقه ی کارگر خواهد کرد. البته فعالین و خود طبقه ی کارگر با خودآگاهی طبقاتی باید پی به ضرورت وجودی نهادها و تشکل های مستقل کارگری برند و برای شکل گیری آنها بعنوان ظرفی مناسب برای احقاق حقوقشان و در نهایت قدرت گیری سیاسی تلاش کنند.
نگرش های مختلف به نقش شخصیت های کاریزماتیک و معایب ذاتی آن نقدهایی وارد ساخته اند و این شیوه ی عملکرد را منتج به ایجاد سانترالیسم کاریزماتیک ودرست شدن کیش شخصیتی می دانند . آنان در میان ورق های کتب مختلف و نگرشی کاملاً ذهنی و برخورد صفر و یکی با مسائل سعی در ساختن متدی انتزاعی برای حل مسائل دارند. یک رئال پلیتیسین و مبارز واقعی با عینیات سروکار دارد و باید بر اساس شرایط زمانی و مکانی خاص و موجود در جامعه راهکار مبارزاتی خود را انتخاب نماید . تحلیل مشخص از شرایط مشخص نتیجه ی نگاهی دیالکتیکی به عینیات موجود جامعه می باشد .
تشخیص استبدادی بودن جامعه و ایجاد فرهنگ سلطه و زیر سلطه در جوامع استبدادی منجر به آن می شود که در زمان ایجاد شرایط مناسب برای مقابله با استبدادو آماده کردن و فراهم شدن شرایط مادی آن با تکیه بر قدرت بسیج کردن نیروها توسط شخصیت های کاریزماتیک ضربه های کاری را بر آن و ارد آورد و زمینه را برای ایجاد نهادهای آزاد کارگری و محدود کردن معایب تسلط فرد بر جمع فراهم ساخت .
عمل شبه تشکیلاتی بخش های مختلف کارگری ، زنان ، معلمان و دانشجویی حاصل حیات از یکدیگر و هم سویگی سیاست های کلی در انتخاب هدف مشخص آنها می باشد . سیاستی که تنها از راه خودآگاهی طبقاتی رهبران کاریزماتیک و انتخاب تشکیلات و سیاست های مشخص آن تشکیلات بدون داشتن ارتباط مشخص با آن و گسترش این آگاهی در میان بخش محصور کننده اش و کانالیزه کردن مبارزات آن بخش در جهت پیشبرد آن سیاست ها میسر خواهد شد .
عده ای از تئورسین ها این نگرش و شیوه ی مبارزه را اپورتونیسم و موج سواری نام می نهند، اما با نگاه به عینیات جامعه می توان این پاسخ را به آنان داد که در جوامع استبداد زده حرکات اعتراضی و تاثیر پذیری افراد جامعه بیشتر بر پایه ی فرد محوری استوار است تا تشکیلات محوری ، زیرا به آن گونه که باید امکان عرض اندام هیچ تشکل متعارفی در این جوامع امکان پذیر نبوده و استبداد عریان سیاسی طبقه ی سرمایه دار بنوعی منجر به بازتولید فرهنگ زیر سلطه بودن حتی در سطح طبقه ی کارگر شده است و تنها راه فرار از این فرهنگ نیز شکستن ساخت سرمایه داری و استبداد سیاسی آن می باشد .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر