مدتي است که اين مطلب ذهن مرا مشغول کرده است؛استفاده از جنگ و مبارزه بي امان که در آن گرفتاريم و چهره سازي و دروغ پردازي آن به وسيله نظام سرمايه داري و برداشتها و سو استفاده تبليغاتي نظام سرمايه از جنگ و مبارزه و تاثير اين تبليغات.
اسلحه ها را زمين نگذاشته اند
امروزه زيبايي در مسايل اتنزاعي معنا پيدا کرده است و براي لذت بردن از مسايل دردناک با عينک انتزاع بر آنها نگريسته مي شود,اين مسئله و دوري از واقعيت در تمام سطوح جامعه رسوخ کرده است و به روزمرگي اکثريت انسان ها نفوذ کرده است و اين مسئله را مديون تبليغات هدفدار رسانه هاي سرمايه داري هستيم که روزمرگي که مملو از جنگ و مبارزه بين طبقات اجتماعي است را به صورت انتزاعي و غير واقعي جلوه مي دهد و عينکي به ما هديه مي دهد که روزمرگي را به صورت زيبا تر و مملو از احترام به حقوق و برابري انسان ها و در نهايت آزادي ببينيم ولي به سادگي مي توان به دور از اين عينک جنگ و خون و سرکوب را در روزمرگي ديد ولي کشته شدگان اين برخوردها انسان ها نيستند بلکه انديشه ها و تفکرها هستند,ترورهاي خياباني و اعدام ها و تيرباران ها جان انديشه ها را در جامعه مي گيرند ,امروز اسلحه ها هم باز همان رسانه ها و تريبون ها و سخنگويان پر شور و معترضين دروغين هستند,اين اسلحه ها مي توانند در ثانيه هزاران ذهن را شهيد کنند,نه شهيد نمي کنند بلکه مسموم ميکنند و به بيماري مثري ابتذال دچار ميکنند و در اين راه از هرچيز و کسي که بتوانند استفاده ابزاري مي کنند,حتي از انسانيت نيز استفاده ابزاري و سود جويي مي کنند.
زنهاي که با مردها برابرند اما مردها برابرترند و بايد برابرتر بمانند
استفاده ابزاري از زن را به راحتی در صدا و سيماي ايران و حتي رسانه هاي خارجي شاهديم که به زور مي خواهند به خورد ما بدهند که آزادي زن در جامعه وجود دارد و هيچ نوع تبعيضي نيست , اين را در تمام سريال ها و برنامه هاي گفتگو در صدا و سيما مي بينيم جاري است ولي نکته قابل ذکر اين است که همين تصاوير بدون هيچ ديالوگ و گفتگويي خود حاکي تبعيض جنسيتي است و حتي در مورد طرح امنيت اجتماعي (به تعبيري طرح افول امنيت اجتماعي)که خود نماد بارز اين تبعيض است به زور مي خواهند بگويند که زنان و دختراني که با آنها بر خورد مي کنند باعث ابتذال در جامعه اند و اين طرح برقرار کننده جامعه اي سالم است ولي کاملا مشخص و بارز است که اين روند سرکوب ومرعوب کردن جامعه است.
و در رسانه هاي خارجي نيز با استفاده ابزاري از مسائل جنسي ,زن را تبديل به کالا کرده اند و اسم اين را مي گذارند آزادي زن و انسانيت را براي زن به کلي حذف کرده اند ,زن کالاي است که در تبليغات نظام سرمايه نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند و زن را به برده اي براي استفاده يا بهتر است بگويم سوء استفاده تجاري به نفع سرمايه داران تبديل مي شود.
قهرمان سازي و دروغ معنا کردن قهرمانان
رسانه ها به وسيله بلد وچهره کردن اشخاص و قهرمانان و در نهايت دروغ معنا کردن آنها جامعه را مسموم مي سازند. نظام سرمايه براي از بين بردن هر نوع اعتراضي وبراي سرکوب وعوام فريبي هر چه تمام تر و تبديل کردن انديشه هاي اعتراضي به انديشه هاي بي خطر دست به هر کاري مي زند,اين مطلب براي من يادآور دعوت از فرزندان فرمانده "چه" به ايران است!
انتزاع و برداشت غير واقعي دامان "چه"را نيز گرفت,"چه" امروزه به همت رسانه ها و تبليغات بورژوازي براي ما تبديل به چهرهاي رمانتيک وقهرمان قصه ها که به جاي شاهزاده خانم به دنبال چيزي عجيب و غير واقعي به نام آزادي بوده و ديو سياه قصه که همان آمريکا است براي ازدواج با اين شاهزاده خانم که اسمش آزادي است به مبارزه مي طلب و در نهايت قهرمانانه جان مي دهد."چه" ديگر ياد آور هيچ نوع انذيشه و ايدلوژي اعتراضي وآزادي خواهانه نيست اصلا مي توانيم بگوييم که "چه"ديگر "چه"نيست. البته اين کار تنها با "چه" نشده بلکه "چه"نمونه کوچکي ار اين روال داستان سازي است.
ولي در شرايط حاضرفقط صداو سيما نيست که اين کار را مي کند بلکه رسانه هاي بسياري دست به اين کار زده اند از جمله اين رسانه ها مي توان از voa(صداي آمريکا )نام بردکه همين روند اسطوره سازي و قهرمان پروري را با فعالين دانشجويي و حقوق بشري مي کند که اين کار براي ايران بسيار مضر تر از کاري است که با "چه"کرده اند voa با تمام قدرت و سرمايه به اسطوره سازي و غير واقعي کردن واژه هاي چون حقوق بشر و آزادي و دمکراسي زده است که بايد اقرار کنم به خاطر منفور بودن اخبار و تحليل هاي صدا و سيما به يکي از پر بيننده ترين شبکه فارسي زبان تبديل شده است و از اين فرصت به خوبي استفاده مي کند و تبر را محکم تر به ريشه آزادي خواهي در ايران مي زند.
استفاده از اعتراض براي سرکوب اعتراض
رسانه هاي بورژوازي براي سرکوب اعتراض و آزادي خواهي هميشه دست به دامان دروغ پردازي و جريان سازي هاي دروغين هستند,سخنرانان پرشور و معترضين دروغين را مي بينيم و شايد به آنها نيز دل ببنديم اينها همان کساني هستند که دايه دار اصلاحات مدني و اجتماعي هستندولي چندي بعد مي فهميم که اين دروغي ببيش نبوده و روند سرکوب و مرعوب سازي جامعه با قدرت بيشتري جان مي گيرد,گفتگو هاي داغ اصلاح طلبي که با استفاده از رسانه ذهن همه ما را مشغول به خود کرده است وما حس همزادپنداري با آنها مي کنيم و دل به وعده ها واعتراضات آنها مي بنديم ولي نمي دانيم که تبر را بادست خود به تنه مبارزه مي زنيم.
استفاده ابزاري از تفکر عليه تفکر
درصدا وسيماي ايران جنبشي وجود دارد که در آن با خورد کردن و به سخره گرفتن تفکر دست به تخريب و کند سازي مدرن شدن وعقل محوري جامعه دست مي زنند وبراي نگه داشتن نهاد کهنه سنت و ارتجاع در گفتگو هاي داغ و جنجالي دست به تخريب جايگاه انديشه زده وبه نوعي مي خواهند که سنت را مترقي معني کنند.
اينها چندی از ابزاری هستند که اين عينک انتزاع را به ما هديه می دهند ولی در واقع اين ابزار ها از شمارش خارج شده اند و من تنها توانستم اندکي از آنها را بشمارم
اسلحه ها را زمين نگذاشته اند
امروزه زيبايي در مسايل اتنزاعي معنا پيدا کرده است و براي لذت بردن از مسايل دردناک با عينک انتزاع بر آنها نگريسته مي شود,اين مسئله و دوري از واقعيت در تمام سطوح جامعه رسوخ کرده است و به روزمرگي اکثريت انسان ها نفوذ کرده است و اين مسئله را مديون تبليغات هدفدار رسانه هاي سرمايه داري هستيم که روزمرگي که مملو از جنگ و مبارزه بين طبقات اجتماعي است را به صورت انتزاعي و غير واقعي جلوه مي دهد و عينکي به ما هديه مي دهد که روزمرگي را به صورت زيبا تر و مملو از احترام به حقوق و برابري انسان ها و در نهايت آزادي ببينيم ولي به سادگي مي توان به دور از اين عينک جنگ و خون و سرکوب را در روزمرگي ديد ولي کشته شدگان اين برخوردها انسان ها نيستند بلکه انديشه ها و تفکرها هستند,ترورهاي خياباني و اعدام ها و تيرباران ها جان انديشه ها را در جامعه مي گيرند ,امروز اسلحه ها هم باز همان رسانه ها و تريبون ها و سخنگويان پر شور و معترضين دروغين هستند,اين اسلحه ها مي توانند در ثانيه هزاران ذهن را شهيد کنند,نه شهيد نمي کنند بلکه مسموم ميکنند و به بيماري مثري ابتذال دچار ميکنند و در اين راه از هرچيز و کسي که بتوانند استفاده ابزاري مي کنند,حتي از انسانيت نيز استفاده ابزاري و سود جويي مي کنند.
زنهاي که با مردها برابرند اما مردها برابرترند و بايد برابرتر بمانند
استفاده ابزاري از زن را به راحتی در صدا و سيماي ايران و حتي رسانه هاي خارجي شاهديم که به زور مي خواهند به خورد ما بدهند که آزادي زن در جامعه وجود دارد و هيچ نوع تبعيضي نيست , اين را در تمام سريال ها و برنامه هاي گفتگو در صدا و سيما مي بينيم جاري است ولي نکته قابل ذکر اين است که همين تصاوير بدون هيچ ديالوگ و گفتگويي خود حاکي تبعيض جنسيتي است و حتي در مورد طرح امنيت اجتماعي (به تعبيري طرح افول امنيت اجتماعي)که خود نماد بارز اين تبعيض است به زور مي خواهند بگويند که زنان و دختراني که با آنها بر خورد مي کنند باعث ابتذال در جامعه اند و اين طرح برقرار کننده جامعه اي سالم است ولي کاملا مشخص و بارز است که اين روند سرکوب ومرعوب کردن جامعه است.
و در رسانه هاي خارجي نيز با استفاده ابزاري از مسائل جنسي ,زن را تبديل به کالا کرده اند و اسم اين را مي گذارند آزادي زن و انسانيت را براي زن به کلي حذف کرده اند ,زن کالاي است که در تبليغات نظام سرمايه نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند و زن را به برده اي براي استفاده يا بهتر است بگويم سوء استفاده تجاري به نفع سرمايه داران تبديل مي شود.
قهرمان سازي و دروغ معنا کردن قهرمانان
رسانه ها به وسيله بلد وچهره کردن اشخاص و قهرمانان و در نهايت دروغ معنا کردن آنها جامعه را مسموم مي سازند. نظام سرمايه براي از بين بردن هر نوع اعتراضي وبراي سرکوب وعوام فريبي هر چه تمام تر و تبديل کردن انديشه هاي اعتراضي به انديشه هاي بي خطر دست به هر کاري مي زند,اين مطلب براي من يادآور دعوت از فرزندان فرمانده "چه" به ايران است!
انتزاع و برداشت غير واقعي دامان "چه"را نيز گرفت,"چه" امروزه به همت رسانه ها و تبليغات بورژوازي براي ما تبديل به چهرهاي رمانتيک وقهرمان قصه ها که به جاي شاهزاده خانم به دنبال چيزي عجيب و غير واقعي به نام آزادي بوده و ديو سياه قصه که همان آمريکا است براي ازدواج با اين شاهزاده خانم که اسمش آزادي است به مبارزه مي طلب و در نهايت قهرمانانه جان مي دهد."چه" ديگر ياد آور هيچ نوع انذيشه و ايدلوژي اعتراضي وآزادي خواهانه نيست اصلا مي توانيم بگوييم که "چه"ديگر "چه"نيست. البته اين کار تنها با "چه" نشده بلکه "چه"نمونه کوچکي ار اين روال داستان سازي است.
ولي در شرايط حاضرفقط صداو سيما نيست که اين کار را مي کند بلکه رسانه هاي بسياري دست به اين کار زده اند از جمله اين رسانه ها مي توان از voa(صداي آمريکا )نام بردکه همين روند اسطوره سازي و قهرمان پروري را با فعالين دانشجويي و حقوق بشري مي کند که اين کار براي ايران بسيار مضر تر از کاري است که با "چه"کرده اند voa با تمام قدرت و سرمايه به اسطوره سازي و غير واقعي کردن واژه هاي چون حقوق بشر و آزادي و دمکراسي زده است که بايد اقرار کنم به خاطر منفور بودن اخبار و تحليل هاي صدا و سيما به يکي از پر بيننده ترين شبکه فارسي زبان تبديل شده است و از اين فرصت به خوبي استفاده مي کند و تبر را محکم تر به ريشه آزادي خواهي در ايران مي زند.
استفاده از اعتراض براي سرکوب اعتراض
رسانه هاي بورژوازي براي سرکوب اعتراض و آزادي خواهي هميشه دست به دامان دروغ پردازي و جريان سازي هاي دروغين هستند,سخنرانان پرشور و معترضين دروغين را مي بينيم و شايد به آنها نيز دل ببنديم اينها همان کساني هستند که دايه دار اصلاحات مدني و اجتماعي هستندولي چندي بعد مي فهميم که اين دروغي ببيش نبوده و روند سرکوب و مرعوب سازي جامعه با قدرت بيشتري جان مي گيرد,گفتگو هاي داغ اصلاح طلبي که با استفاده از رسانه ذهن همه ما را مشغول به خود کرده است وما حس همزادپنداري با آنها مي کنيم و دل به وعده ها واعتراضات آنها مي بنديم ولي نمي دانيم که تبر را بادست خود به تنه مبارزه مي زنيم.
استفاده ابزاري از تفکر عليه تفکر
درصدا وسيماي ايران جنبشي وجود دارد که در آن با خورد کردن و به سخره گرفتن تفکر دست به تخريب و کند سازي مدرن شدن وعقل محوري جامعه دست مي زنند وبراي نگه داشتن نهاد کهنه سنت و ارتجاع در گفتگو هاي داغ و جنجالي دست به تخريب جايگاه انديشه زده وبه نوعي مي خواهند که سنت را مترقي معني کنند.
اينها چندی از ابزاری هستند که اين عينک انتزاع را به ما هديه می دهند ولی در واقع اين ابزار ها از شمارش خارج شده اند و من تنها توانستم اندکي از آنها را بشمارم

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر