هم قسم شدهایم و به تحصن ادامه میدهیم میخواهند از دانشجویان زهرچشم بگیرند از ظهر روز شنبه به دانشكده ادبیات رفتهاند تا در بین دانشجویان و همكلاسیهایشان سخن بگویند. سخن بگویند از آنچه كه بهخاطر انتقاد به سرشان آوردهاند و از محرومیتشان از تحصیل. اجازه ورودشان را به دانشگاه نمیدادند و به زخمت وارد. وارد شدند و از دیكتاتوری گفتند و و تنگنظریها و برخوردها. و مظلومیتشان را در میان جو امنیتی دانشگاه فریاد زدند. صادق شجاعی، یكی از دانشجویان متحصن دانشگاه علامه طباطبایی كه به همره مجید دری، مهدیه گلرو و سعید فیضاللهی برای بازگشتش به دانشگاه خود، دست به تحصن زده است از وقایع دانشگاه میگوید. این گفتوگو را كه در میانه تحصن و اعتراض دانشجویان صورت گرفت، بخوانید: آقای شجاعی! لطفا ابتدا از روند محرومیت خودتان از تحصیل بگویید. من هم به همراه دیگر دانشجویان منتقد دانشگاه علامه كه در سال 85 و در پی برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان و اعتراض به دولت و همچنین رییس دانشگاه، از تحصیل محروم شدند، دو ترم تعلیق با احتساب سنوات خوردم. كمیته انضباطی كه اول خردادماه من را احضار كرده بود اجرای این حكم را به ترم بعد موكول كرد و اجازه داد كه من امتحانات آن ترمم را بدهم. البته مهدیه گلرو و مجید دری از همان ترم ممنوعالورود شدند. تنها در آن سال نزدیك به چهل نفر از دانشجویان احكام تعلیق خوردند و از تخصیل محروم شدند. آیا پس از آن اعتراضی به احكام صادرشده داشتید؟ بله؛ همان سال بارها اعتراض كردیم و تحصنهایی در دانشگاه برگزار شد. اما پس از تحصن آبانماه سال سال 86 كه در دانشكده ارتباطات برگزار شد، من و تعداد دیگری از بچهها باز هم حكم محرومیت از تحصیل خوردیم كه من در آن ترم در حالی كه دوران تعلیق دو ترمم را سپری میكردم، دو ترم دیگر هم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات خوردم. باز هم اعتراض كردیم. ما اعتراض را حق خودمان میدانیم. تشكل مستقل دانشجویی كه بیدلیل از ما گرفتند و لغو مجوز كردند را حق خودمان میدانیم. رییس مستبد دانشگاه، آیتالله شریعتی، به بدترین شكل ممكن با ما برخورد كرد و از دو سال پیش تا كنون بارها به كمیته انضباطی و حراست و حتی دادسرای امنیت احضار شدهایم. چندین بار خواستار دیدار با شریعتی شدیم و دو بار هم به او نامه نوشتیم اما او به هیچ وجه حتی حاضر به دیدن ما نیست. فكر میكنی دلیل این شدت برخود چیست؟ چرا حاكمیت ترجیح میدهد كه اینگونه با دانشجویان برخورد كند؟ دلیل برخوردها مشخ است. آنها از دانشجویان منتقد و دانشجویی كه نسبت به ضعفها اعتراض كند میترسند. آنها دانشجوی مطیع میخواهند كه سرش را پایین بیاندازد و درس بخواند. اما ما به آنها ثابت كردهایم كه دانشجو نمیتواند آرام بگیرد. نمیتواند ضعفها را ببیند و انتقاد نكند و هیچ نگوید. ما دانشجوییم و دانشجو در ذاتش انتقاد وجود دارد. مسئولان میخواهند با برخوردهای ضربتی و تند، ما را از ادامه اعتنراضاتمان منصرف كنند و همچنین دیگر دادنشجویان را نیز بترسانند كه اگر شما نیز حرفی بزنید و اعتراضی بكنید همین برخورد با شما صورت میگیرد. یعنی از این طرق از دیگر دانشجوها هم زهرچشم میگیرند. آیا موفق شدهاند؟ در مورد خودمان و فعالان دانشجویی كه با اطمینان یمگویم موفق نشدهاند بلكه عزم ما را نیز جزمتر كردهاند. در رابطه با دیگر دانشجویان هم باید بگویم چون دانشجوها تحت فشار هستند مسئولان دانشگاه و حراست بدترین برخوردها را با دانشجویان میكنند و دانشجوها معترض هستند. دانشجویان آمادهاند و این برخوردها البته باید گفت كه برعده كمی هم تاثیر داشته است و برخی شاید بخواهند در این فضا حرفی نزنند. در مورد تحصنتان در دانشكده ادبیات و فضای این دانشكده هم توضیح بدهید؟ من و مجید دری و مهدیه گلرو و سعید فیضاللهی از طهر روز شنبه تحصنمان را در دانشكده ادبیات دانتشگاه علامه طباطبایی آغاز كردیم و خواستار بازگشت به خانه خودمان، دانشگاه، شدیم. ما میخوستیم به دانشجویانی كه شاید در جریان محرومیت ما از تحصل نباشد، بلایی كه بهخاطر انتقاد به سرمان آوردند را بگوییم و توضیح دهیم. خواسته ما از مسئولان دانشگاه بازگشت به دانشگاه است. روز اول با صحبت در بین دادنشجویان همه را در جریان قرار دادیم. نیروهای حراست بارها ما را تهدید به برخورد كردند اما ما به تحصنمان ادامه دادیم تا اینكه ساعت 1 بامداد حدود 20 نفر از ماموران حراست به سرمان ریختند و با ضربوشتم و فحاشی بیرونمان انداختند. این در حالی بود كه چند ساعت قبل نماینده رییس دانشگاه پیش ما آمد و با قول همكاری، به ما گفت كه موضوع را پیگیری میكند وتا یك ساعت دیگر اطلاع میدهد كه البته خبری از او نشد. ما اما روز یكشنبه دوباره به دانشگاه برگشتیم و به تحصنمان ادامه دادیم. در روز دوم حمایت دانشجویان بیشتر بود و تریبون آزاد نیز برگزار كردیم. روز دوم هم تحصن تا عصر ادامه پیدا كرد اما مسئولان دانشگاه با بستن تمام درهای ساختمان و همینطور در دستشویی، و قطع كردن آب دانشكده، قصد داشتند كه ما را مجبور كنند بهخاطر سرما و نبود آب و دستشویی به تحصنمان پایان دهیم اما اینجنین نشد تا اینكه بامداد روز دوشنبه نیروهای حراست در حالی كه خوابیده بودیم بر سر ما ریختند و با ضربوشتم بیرونمان انداختند. آنها مهدیه گلرو را در حالیكه خوابیده بود كشانكشان با پتو كشیدند و بیرون انداختند. بیرون از دانشگاه هم یك خودروی نیروی انتظامی ما را به خیابانهای اطراف برد و رها كرد. ما حدود ساعت 11 دوباره برگشتیم و میخواستیم وارد شویم كه دیدیم درها را قفل كردهاند و اجازه ورود هیچ دانشجویی را نمیدهند. تعدادی از دانشجوها داخل بودند و تعدادی هم بیرون كه میخواستند وارد شوند. نیروهای امنیتی و انتظامی هم در اطراف دانشكده ادبیات پرسه میزدند و هماهنگی كامل بین نیروهای امنیتی و مسئولان دانشگاه وجود داشت. در نهایت حدود ساعت 1 بعد از ظهر حدود 150 دانشجو در حالی كه 25 نیروی حراست پشت درب جنوب بودند در را شكستند و با خواندن سرود یار دبستانی من وارد دانشگاه شدند. ما هم وارد شدیم و با حضور بیش از 400 دانشجو به تحصن خود ادامه دادیم و تریبون آزاد گستردهای هم با حضور دانشجویان برگزار شد. آیا میخواهید به تحصن ادامه دهید؟ ما همقسم شدهایم كه تا بازگشتمان به دانشگاه به تحصنمان ادامه دهیم. رییس دانشگاه باید تعهد كتبی دهد كه بدون هیچ قید و شرطی ما را به دانشگاه برگزداند. این تنها شرط ما برای پایان تحصن است. در حال حاضر جو دانشكده با وجود حضور نیروهای امنیتی و تعداد زیادی از نیورهای حراست دانشكدههای مختلف، به نفع مااست و با حمایت دانشجویان، به تحصن خود ادامه میدهیم. پایان گفتوگوی ما با صادق شجاعی، با سرود «یار دبستانی من» دانشجویان همراه شد، و تحصن همچنان ادامه دارد...
﹤720p^HD!! Ni vu, ni connu ♯➽[【FullMovie】]
-
✼PLAY HERE ☽➤➤➤ [[ *CLICK HERE TO WATCH FULL MOVIE ONLINE HD* ]]
❇720p#HD Ni vu, ni connu~[[]]
WEB-DLRip Download Ni vu, ni connu Movie HD
Ni vu...
۷ سال قبل

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر