<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636</id><updated>2012-02-16T23:20:49.666+03:30</updated><title type='text'>تحلیل و بررسی سیاسی</title><subtitle type='html'>chapradikal@yahoo.com</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>27</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-1675267669115430762</id><published>2008-12-01T16:32:00.000+03:30</published><updated>2008-12-01T16:33:13.846+03:30</updated><title type='text'>پری سا مزینانی: سرنگونى بورژوازى ! ديكتاتورى طبقه كارگر !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;با دوستی ناسیونالیست مشغول بحث بودم که تعلق خاطر فراوون داره به نهضت آزادی - در این باره چیزی نمی گم - کمی که از صحبتمون گذشت ٬ بی مقدمه گفت : اصلن همه ی شما زورگویید ! مستبدید و ... از اعدام ٬ سیبری و تبعید گفت و وقتی احساس کرد می خوام چیزی در جوابش بگم ٬ گفت : ناراحت شدی ؟ خوب ! اعدامم کن ! تبعیدم کن ... خندیدم و گفتم : نه عزیز ! شما مشکلی برای آرمان ِ سرخ و برای سوسیالیسم ایجاد نمی کنید ! بربریت که ترس نداره . به زودی در ادامه ی مبارزه اثری از آثارش نمی مونه . در ادامه ی حرف ٬ این دوست ِ عزیز کمی هم درباره ی تکفیر سلطه از هر نوعش سخن گفت و از اینکه دیکتاتوری پرولتاریا خیلی خطرناکه و ... هر چه گفتم به خرجش نرفت که استنباطش درست نیست و قبول نکرد که این دو معنای جداست ... هرچند ٬ بهتره بگم نخواست قبول کنه ! به هر حال ٬ کسی که خوابیده رو می شه بیدار کرد ٬ اما کسی که خودش رو به خواب زده ! نه ! در نهایت ٬ این بحث برای ایشون نتیجه ای نداشت اما باعث شد چند خطی در باره ی دیکتاتوری پرولتاریا و حاکمیت طبقه ی کارگر از زبان ِ سربلند اینجا بیارم . هرچند پیش از این هم ٬ رفقای زیادی در این باره قلم زده اند و باز هم خواهند نوشت ... من هم به سهم خودم از مطلبی که خوندم و استفاده کردم می نویسم . پس !پیش از هر چیز " زنده باد سوسیالیسم ! "&lt;br /&gt;کارل مارکس برای اولین بار ترکیب دو واژه ی دیکتاتوری و پرولتاریا را در مقالاتی که مبارزه ی طبقاتی در فرانسه نام گرفت ٬ آورد . لازم به ذکر است که کلمه ی دیکتاتوری در آن زمان مفهومی همچون استبداد نداشت . دیکتاتورا نهاد مهمی در رم باستان بود که سال ها پا بر جا بود و در شرایط اضطراری ٬ اعمال قدرت می کرد و از خطرات احتمالی در جهت براندازی جمهوری رم باستان جلوگیری می کرد . به طور مشخص ٬ دیکتاتورا برای مقابله با آنچه امروز دیکتاتوری است ٬ بنیان گذاشته شده بود . پس مفهوم دیکتاتوری که بیانگر نظر مارکس بود ٬ به مفهوم فعلی آن بستگی ندارد . دیکتاتوری جمهوری رم باستان با آمدن ژولیوس سزار که خود را دیکتاتوری ابدی معرفی کرد ٬ به پایان رسید و دیکتاتور معنای جدیدی به خود گرفت . معنای امروزی خود را ! نهاد نظامی و ... که تفاوت های بنیادین با آنچه دیدگاه ِ مارکس بود ٬ دارد . نهاد رم باستان مشروعیت خود را از قانون اساسی می گرفت و در مدت زمان محدودی امکان اجرایی داشت ٬ اما نهادهاى حكومت نظامى در دوره هاى بحران يك رژيم بر پایه ی سرکوب اعمال قدرت می کنند . در پی شکست انقلاب کمون پاریس مباحث مربوط به ديكتاتورى پرولتاريا بسیار جدی شد . نیندیشیدن چاره ی درست حفظ انقلاب و آزاد گذاشتن ضد انقلاب ها و از بین نبردن ماشين دولت شکست انقلاب را همراه آورد . در انقلاب فرانسه ژيروندنهاعلاقمند بودند كه ديكتاتورى كنوانسيون ملى و يا ديكتاتورى كمون پاريس ( دمكراتيك ترين بيان جنبش هاى توده اى از پايين) را مورد انكار قرار دهند و در همان زمان عبارت ديكتاتورى پرولتاريا به شكل سازمان سياسى نوينى به نام توطئه براى برابرى توسط  بابوف در دنباله شكست انقلاب تشكيل شد و با نشر كتابى در همين زمينه توسط  بونارتى سياست هاى ژاكوبنى - كمونيستى سازمان تشريح شد كه تا چند دهه محور پايه اى آموزشهاى بلانكيست ها شد ، بونارتى از استفاده عبارت ديكتاتورى  واهمه داشت و به همين خاطر عبارت حكومت انقلابى را جايگزين آن كرد و معتقد بود كه حكومت انقلابى، ديكتاتورى يك گروه كوچك از انقلابيون است كه وظيفه دارند انقلاب را تا زمان گذر از گزندها حفظ كنند ، اما آنها توضيح نميدادند كه اين مدت چقدر خواهد بود و از سوى ديگر گروه كوچك انقلابى بر چه اساسى انتخاب ميگردند و بعدها ماركس طى مقاله مفصلى در بررسى انقلاب كمون به اين نكته اشاره كرد كه تنها توده هاى مردم و از پايين قادر خواهد بود ديكتاتورى خود را براى حفظ دستاوردهاى انقلاب اعمال كنند و منظور ديكتاتورى يك طبقه بود نه گروهى كه خود را نماينده آن طبقه ميدانند، بلانكيست ها بحث ديكتاتورى پاريس را مطرح كردند كه در آن به خاطر عدم حمايت دهقانان و پيشه وران از انقلاب معتقد بودند بايستى اين ديكتاتوى بر شهرستانها اعمال شود ، همانگونه كه شاهديم مفهوم ديكتاتورى از نظر بلانكيستها حكومت نظامى و دوره بحران را داشت در حالى كه از نقطه نظر ماركسيستى حاكميت پرولتاري بمثابه عالى ترين شكل دمكراسى معرفى گرديده بود. انقلابات بنا بر ماهيت خود دوره هاى اداره بحران و قدرت اضطرارى هستند كه در آنها قوانين بر هم ريخته و ديگر هيچ كس حتى ضد انقلابيون هم اعتبارى براى قانون قائل نيستند . كه اين رخداد در انقلاب فرانسه بوضوح مشاهده شد و اعمال ديكتاتورى كاويناك سر آغاز جديدى را در اين مبحث رغم زد كه چگونه ميتوان از انقلاب محافظت كرد ؟ دامنه اين بحت در تمام طيف هاى سياسى از راست تا چپ گسترده شد ، لويى بلان كه در آنزمان رهبر سوسسيال دمكراتها بود و رهبرى جناح چپ دولت موقت را در دست داشت اعتقاد داشت كه تا زمانى كه مصلحت انقلاب اقتضا ميكند مراجعه به آراى عمومى ضرورتى نخواهد داشت .در همان زمان ماركس به عنوان ويراستار نشريه طيف چپ آلمانى نوشت " ايجاد هر دولت موقت پس از انقلاب نياز به ديكتاتورى، آنهم ديكتاتورى پر انرژى دارد ، ما از همان آغاز كار با بكار نبردن ديكتاتورى و بدون در هم شكستن و از ميان بردن فورى بقاياى موسسات كهن ، به كمپهاوزن ها باج داديم (م.آ. ماركس و انگلس، انگليسى جلد 7. ص 430) . در اينجا ديكتاتورى پرولتاريا مد نظر نبود زيرا هدف ماركس در آن مقطع حاكميت طبقه كارگر نبود ، بلكه بقدرت رسيدن بورژوا ليبرال بود كه به وظيفه تاريخى خود مبنى بر ريشه كن كردن بقاياى فئوداليسم و تاسيس يك جامعه دمكراتيك بورژوايى عمل كرده تا پرولتاريا بتواند جنبش و مبارزه طبقاتى خود را براى پيروزى احتمالى تكامل بخشد اما بخش بزرگى از بورژوازى آلمان از اجراى اين سناريو سرباز زد و به مثابه تكيه گاهى بر عليه پرولتاريا تبديل شدند . همانطور كه در مانيفست كمونيست هم آمده ، طبقه حاكم همواره از شبح انقلابات كمونيستى برخود ميلرزند كه اين ترس و اضطراب بيش از هر چيزى روى ادبيات بكار گرفته از سوى آنان تاثير می گذاشت ، در آن زمان صحبت از ديكتاتورى و يا فوق استبداد  به شيوه دايمى نويسندگان بورژوايى تبديل شده بود و تلاش داشتند كه مفهوم ديكتاتورى پرولتاريا را معادل دوران وحشت زاى ارسطو و افلاطونى قرار دهند . بورژوازى همواره پنهان می كرد كه دمكراسى بورژوايى چيزى جز نوعى از ديكتاتورى طبقه ستمگر نيست و ترس از بوجود آمدن شرايطى كه در آن بتوان اكثريت عظيم جامعه كه نقش اصلى در توليد را دارند بر سرنوشت خود تحت حاكميت پرولتاريا باشند به خود ميلرزيده و سعى بر تحريف واژه ديكتاتورى پرولتاريا  می نمودند كه اين تلاش توانست بخشهايى از گرايشات چپ را هم با خود همراه كند تا جايى كه مدعى گردند كه عبارت ديكتاتورى پرولتاريا ماركسيستى نبوده ، درست در اوایل سال 1848 بود كه ماركس به اين نتيجه رسيد كه پرولتاريا براى ساخت جامعه كمونيستى قبل از هر چيز بايد قدرت سياسى را تسخير كند كه اين جمله نقش كليدى و اساسى را در انديشه هاى ماركس بازى كرد . بطوريكه واژه هاى متعددى كه معناى يكسانى را دارا بودند در ادبيات او پديدار گشتند مثل تسخير قدرت سياسى ٬ حاكميت پرولتاريا و در شرايطى مشخص ديكتاتورى پرولتاريا . سلطه مطلق سياسى طبقه كارگر چنان در انديشه هاى او ريشه دواند تا بصورت بخشى از مانيفست كمونيست درآمد كه اينطور بيان شده : هدف بيواسطه كمونيستها همانند همه احزاب پرولترى مبدل كردن پرولتاريا به يك طبقه ، سرنگونى سلطه بورژوازى و كسب قدرت سياسى توسط طبقه كارگر است . ماركس دقيقا از همان شيوه اى كه از سلطه پرولتاريا براى دولت كارگرى استفاده كرده از عبارت  ديكتاتورى پرولتاريا هم در دوره هاى مختلفى استفاده كرده است . عبارت ديكتاتورى پرولتاريا توسط ماركس بيشتر در نامه ها آورده شده و تا جايى كه اسناد آن در دست است به آنها اشاره اى می كنم : در اولين فصل كتاب جنگ طبقاتى در فرانسه ماركس اشاره می كند كه در جريان انقلاب فرانسه شعار شجاعانه زير پديدار شد : سرنگونى بورژوازى ! ديكتاتورى طبقه كارگر ! درجايى ديگر از همان كتاب : پرولتاريا هنوز نمی توانست از طريق تكامل بقيه طبقات ، ديكتاتورى انقلابى را بدست آورد . (م.آ. انگليسى. جلد 10 . 77) ماركس در كتاب جنگ طبقاتى در فرانسه تلاش داشت كه در مقابل سوسياليسم صورتى بلانكى موضع گيرى كند و مفهوم انقلاب كمونيستى را بر بسترى از درك حاكميت طبقه كارگر ارائه دهد كه سوسياليسم خود را اينگونه توضيح می دهد : اين سوسياليسم عبارت است از اعلام تداوم انقلاب، ديكتاتورى طبقاتى پرولتاريا همچون نقطه گذار ضرورى به امحاى طبقاتى بطور كلى ... .( همانجا) لازم به توضيح است كه مفهوم ديكتاتورى همواره همان  ديكتاتورى طبقاتى مد نظر ماركس است . در آوريل سال 1850 بار ديگر عبارت ديكتاتورى پرولتاريا در مقابل ما ظاهر می شود . در آن زمان ماركس و دوستانش  اتحاديه كمونيستى را تشكيل داده بودند و در لندن دوران تبعيد را می گذراندند و در تلاش ائتلاف با ديگر گروه هاى انقلابى آندوران بودند اما تفكر قالب بر اكثر آن گروه ها نظريات چپ چارتيستها بود ، در همان زمان سندى از سوى ماركس بعنوان سند پيشنهادى براى ائتلاف ارائه شد كه اولين ماده آن اينگونه بود : هدف انجمن عبارت است از براندازى طبقات ممتاز، اعمال ديكتاتورى پرولترها بر اين طبقات ، حفظ تداوم انقلاب تا تحقق كمونيست . ( دوتوكويل.رژيم كهن و انقلاب فرانسه.  167) ماركس با استفاده صريح اين واژه نشان ميداد كه در مقابل شبه انقلابيون  شيوه ديگرى هم براى انقلابى بودن وجود دارد و آن شيوه ماركس بود . در سال 1851 ويد ماير كه سردبير نشريه اى چپ در آلمان بود به آمريكا گريخت و در آنجا مقاله اى به نام  ديكتاتورى پرولتاريا منتشر كرد كه موجب يكسرى مكاتبات ميان او و ماركس گرديد كه ماركس در توضيحى خطاب به ويد ماير نامه اى حاوى اين مطالب نوشت : كار جديد من اينست كه  1) نشان داده ام كه وجود طبقات با مرحله تاريخى معينى از تكامل توليدى بستگى دارد 2) كه مبارزه طبقاتى ضرورتا به ديكتاتورى پرولتاريا مى انجامد 3) كه اين ديكتاتورى خود فقط عبارتست از گذار به امحاى طبقات و به جامعه اى بى طبقه ( نامه ماركس به ويد ماير، 5 مارس 1852 ، م.آ. انگليسى ، جلد 7 ، 430) . پس از آن در جريان انترناسيونال اول ماركس چندين بار از عبارت ديكتاتورى طبقه كارگ در مقابله با نظرات بلانكى و چارتيستها استفاده كرده است . پس از مرگ ماركس اين واژه براى 8 سال مورد استفاده قرار نگرفت تا انگلس بر سر بررسى كتاب نقد برنامه گوتا در يك سرى نامه هايى به دوستان خود در تشريح ماترياليسم تاريخى بار ديگر از اين عبارت استفاده كرد ، در يكى از اين نامه ها خطاب به دوستى می گويد : به هجدهم برومر نگاه كن ، اگر قدرت سياسى فاقد قدرت اقتصادى است ، پس چرا ما براى ديكتاتورى سياسى پرولتاريا مبارزه مي كنيم ؟ " ( نامه به اشميت ، 27 اكتبر ، ص 189 ). انگلس در زمانى كه بروى چاپ جديد كتاب جنگ داخلى در فرانسه كار مي كرد تحليلى را به نگارش درآورد كه در آن خطاب به جريانات سوسيال دمكراسى اينگونه نوشت : بسيار خوب ! آقايان مي خواهيد بدانيد ديكتاتورى پرولتاريا مشابه چيست ؟به كمون پاريس نگاه كنيد ، اين ديكتاتورى پرولتاريا است . ( مقدمه انگلس بر كتاب مبارزه طبقاتى در فرانسه) . باز هم در مجادله با گرايشات سوسيال دمكراسى انگلس اينگونه مي گويد : اگر قرار است تحولى صورت بگيرد اين است كه حزب ما و طبقه كارگر تنها تحت شكل يك جمهورى دمكراتيك ميتواند به قدرت برسد ، اين همانطور كه انقلاب كبير فرانسه نشان داد حتى شكل ويژه ديكتاتورى پرولتارياست. ( انگلس، نقد به برنامه ارفورت ) . در آخرين سالهاى عمر انگلس بار ديگر در يك سرى نامه نگاريها با پلخانف جوان مباحث مربوط به " ديكتاتورى پرولتاريا " توسط انگلس تشريح شد كه بيشتر يصورت نقل قول از او در اسناد مختلف جمع آورى شده كه چند سال بعد حزب سوسيال دمكرات كارگرى روسيه اولين سازمان سوسياليستى در جهان بود كه اصطلاح ديكتاتورى پرولتاريا را رسما وارد اساسنامه خود كرد .   &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-1675267669115430762?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/1675267669115430762/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=1675267669115430762' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1675267669115430762'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1675267669115430762'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/12/blog-post_9066.html' title='پری سا مزینانی: سرنگونى بورژوازى ! ديكتاتورى طبقه كارگر !'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-575373594483658087</id><published>2008-12-01T16:25:00.000+03:30</published><updated>2008-12-01T16:28:14.221+03:30</updated><title type='text'>فرنوش رضایی: دیالکتیک مبارزه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;برای زنده موندن باید از خط کشی عابر پیاده عبور کنی ....  تو می ایستی با قیافه حق به جانب می گی من از اتوبان رد میشم.... !چه جوریه جواز رد شدن از وسط اتوبان رو داری؟ چه طوریه بدون مزاحمت های نگهبان خیابان از چراغ قرمز عبور می کنی؟ بدون اجازه؟ هه ه ه بخندیم بخندیم...... تا کی تا کجا؟ واسه چی؟ می میری. روزی می میری. اینو بدون بفهم. نفروش این بدن سگ مصبو این فکر دست نخورده ی مملو از تجاوزو.. هر روز به جایی می رسی که از اول باید شروع کنی. بدون من یا تو این وضع ادامه داره! بشین ! پاشو! بشین!پاشو! بشین! دیگه پا نشو! همین. مصرف می کنی، هرز میری، در یک آن! چه لذتی داره وقتی می دونی نباید انجام بدی و انجام میدی؟ جایی میان تمامی مالکیت های خدا. جایی برای نفس نکشیدن. آره بدون و اینو بدون خفه شدن بهتر از دست و پا زدن زیر تریلی کثافاتیه که ازش گه بیرون می ریزه... نه نه تو و نه هیچ کسی نمی تونه بایسته و بگه من می تونم و فقط من می تونم از اتوبان شخصیه خودم رد شم! اتوبانی که دیگه مال خودت نیست.. ماشینی که دیگه به تو نگاه نمی کنه. خشمی که تو دست های خودت به همه منتقل می شه. نه این بازی نیست...می تونی از این دیوار مثل دیوید کاپر فیلد بگذری؟ می تونی؟ ببین فقط کافیه به متافیزیک و بقاء روح و ماء بعدالطبیعه اعتقاد داشته باشی! نگاه کن: ببین درویش ها رو ببین که چه جوری از مالکشون می خوان از رودخونه ها عبورشون بده! می بینی؟ نه نه! این جا جایی که من ایستادم نه جایی برای موندنه و نه جایی برای رفتن. دلبستگی های کوچکی من را از فرروفتن باز می دارد.. چه دنیای زیبایی با این همه چراغ و گل و مغازه .. پالتو های جدید. چکمه های بلند. کلاه های رنگارنگ! وای که چقدر همه اینا با یه چادر سیاه قشنگ می شه. :) نه نه عزیز این مردن نیست . این عزلت نیست. این تفکره. این تکامله. این رشده. این جای پُریه که با پریدن میان اتوبان و له شدنش خالی بودنش نمایان می شه. بشین! پاشو! بشین! نه تو نه تو مجوز داری بیاستی!}وقتی بعد از مرگ لنین دست نوشته های فلسفی اش کشف شد، مخالفان ایدئولوژیک اون که از لنین تنها به عنوان یک تئو رسین نام برده بودند، اعلام میکند که : "با این همه لنین جسارت نداشت علنا بگوید که برخی از مهم ترین نوشته های فلسفی خود را در سال 1908 به عنوان مطالبی بیهوده دور ریخته است"" در حالیکه تراژدی در جای دیگری اتفاق می افتاد در زمان انقلاب روسیه که بسیار بی باکانه صورت گرفت برای لنین صورت دیگری داشت او آن را عقب ماندگی فرهنگی نامید.بنابر این کشش به سمت مرحله بندی خوانش  ایجاد شد. با این همه لنین همچنان حتی در اوج قحطی به مطالعه ی آثار هگلی ادامه داد.محال است وظیفه ای را که او برای سردبیران ارگان فلسفی جدید، زیر پرچم مارکسیسم، مقرر داشته بود کوچک جلوه داد.::"" 1- مطالعه ی نظام مند دیالکتیک هگلی از دیدگاه ماتریالیستی یعنی دیالکتیکی که مارکس عملا در سرمایه و آثار تاریخ و سیاسی اش به کار برد  2- مبنا قرار دادن روش مارکس در کاربرد دیالکتیک هگلی ... 3- تمامی سردبیران ونویسندگان مجله ی زیر پرچم مارکسیسم باید یک نوع انجمن دوستداران ماتریالیست دیالکتیک هگلی باشند."""همه ی اینها زمانیکه بیشترین فعالیت ذهنی اش را داشت درکنار فعالیت انقلابی او روی داد، زمانیکه همگان تصور این را داشتند که لنین تئوریسین باقی می ما ند! او ذکر می کند:"" همگان توجه داشته باشید که دستگاه مبارزاتی که ما اکنون متعلق به خود می دانیم، در حقیقت هنوز با ما بیگانه هست و هنوز رنگ و بوی بورژوازی و تزاری در خود دارد. .....!"""  جالب اینجاست که لنین در برابر تمامی تهمت های وراده از طرف منتقدانش از جمله پلخانف با عملی دیگر شکاف فکری میان خود و آنان را کاملا به اثبات رسانید. او به جوانان شوری توصیه کرد که" تمام آثاری را که پلخانف در مورد فلسفه نوشته است مطالعه کنند! "} به نقل از کتاب فلسفه و انقلابتاریخ در کنار تکامل خود به روشنی در جریان تکامل ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در هر لحظه با اصل دیالکتیکی "دگرگونی به ضد" در دنبال کردن خود تکاملی سوژه به جای رشد "عینی" تدریجی،به این می رسیم که مافقط به نفی اول رسیده ایم . جایی که با دنبال کردن این دیالکتیک ناگزیر به نفی دوم هم خواهیم شد:"هگل"...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و این گونه است که ما دائما نفی می کنیم و نفی می شویم. این لزوم پیشرفت است. در راهی ثابت ماندن و تقلا کردن نشانه ای برای بزرگی و اقتدار نیست! وقتی خود را نفی نکنی کسی هست که نفی ات کند!نه . من نه از نفی شدن می ترسم و نه از نفی کردن دیگری از خودم. این درجا زدن نیست دوستم. این تنها یک دیالکتیک رفتاری دیگری ست که تو با جوازی که در دستانت داری نمی توانی تائیدش کنی. این متن تنها در برابر آینه قرار می گیرد. جایی که بتوان فهمید، شناخت و نفی کرد. نفی مسیر اول ابتدای مسیر دیگری است. شاد باشیم که فیلسوفان ما جرئت دگرگونی و نفی خودرا دارند، که این اثبات کننده ی فیلسوف است. نه اینکه تنها در حرکات دایره ای رو شده بچرخند! ساده نباشید که این نرفتن  نیست... بلکه شدن هگلی است، این روی دیگر نگاه دیالکتیکی به مبارزه است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-575373594483658087?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/575373594483658087/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=575373594483658087' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/575373594483658087'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/575373594483658087'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/12/blog-post_01.html' title='فرنوش رضایی: دیالکتیک مبارزه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-3546637035500631139</id><published>2008-12-01T16:13:00.000+03:30</published><updated>2008-12-01T16:20:35.428+03:30</updated><title type='text'>سعید آقام علی: مناسبات حاکم بر کارگاههای تولیدی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;تهران به عنوان یکی از بزرگترین کلان شهرهای جهان قشر عظیمی از کارگاه داران را در خود جای داده است . آیا باید این را دلیل بر ناقص بودن شکل سرمایه داری در ایران دانست.یا این که باید مانند وابستگان مکتب ساختاری – کارکردی جوامع را نه به چند طبقه ی اصلی بلکه به اقشار متعدد شغلی تقسیم کرد؟شکل گیری طبقه ی پولوتاریا( رنجبران) با انحلال بخش عظیمی از طبقه متوسط (پیشوران) رابطه مستقیم دارد. روابط حاکم بر مناسبات کالایی و پولی پیشه وران چیست؟ 1-کارفرمای پیشه ور به شکلی نسبی (با واسطه ای کم) ارتباط نزدیک با مصرف کنندگان دارد.واز این رو ارزش کارخویش را به شکلی کامل یا متناسب با نیازهای اقتصادی خویش در یافت می نماید .از ان روارزش اضافی بدان معنا که حاصل کار اضافی وارزان باشد شکل نمی گیرد. 2- کارگر پیشه ور با کارفرمای خود رابطه ی استاد شاگردی دارد . کارگر پیشه ور در طی دوران کارگری در واقع آموزش می بیند برای روزگاری که قرار است کارگاهی دایر کند و حکم کارفرما را پیدا کند . کارگر پیشه ور دارای استقلال نسبی است چرا که تغییر شاگرد برای استاد خوشایند نیست . در واقع تربیت شاگرد تازه ساده نیست و هزینه ی گزافی را بر استاد تحمیل خواهد کرد. از این رو استاد با ید رضایت شاگرد را در نظر داشته باشد.تهران به عنوان یکی از بزرگترین کلان شهرهای جهان قشر عظیمی از کارگاه داران را در خود جای داده است . آیا باید این را دلیل بر ناقص بودن شکل سرمایه داری در ایران دانست.یا این که باید مانند وابستگان مکتب ساختاری – کارکردی جوامع را نه به چند طبقه ی اصلی بلکه به اقشار متعدد شغلی تقسیم کنیم. (( در این متن سعی میکنم مناسباتی را که بر کارگاههای کنونی حکمفرماست بیان کنم. اما آنچه در این مناسبات دچار تحول شده دریک پروسه زمانی اتفاق افتاده است .توالی زمانی این تغییرات بدون ذکر قید زمان بیان خواهد شد.)) تغییر مناسبات در عرضه ی کالا توان پخش را تا حد زیادی از کارفرمای پیشه ور گرفت.در این زمان است که دلالان یا بنگاه داران ( من از لغت بنک دار که در زبان کوچه استفاده میشود بهره خواهم گرفت) نقش پخش کننده را در ابعاد وسیع به عهده گرفتند . این بنک داران وضیفه ی پخش یک نوع کالا را به عهد دارند( بنک دار کفش) با شکل گیری بنک داری امکان خرید سریع و متنوع برای فروشگاهها ایجاد شد .این نوع عرضه تا حد زیادی باعث ازبین رفتن ضرورت تجمع کارگاهها در یک راسته ی بازار یا بازارچه شد. بدین ترتیب کارگاه داران بخشی از استقلال خویش را از دست دادند ودچار اختلالاتی در درآمد شدند . بدین گونه بخشی از آنان داوطلبانه یا به حکم ضرورت ملک خود را به همان بنک داران واگذار کردند ودر جای در اطراف بازار با هزینه کمتر کارگاه وسیع تری دایر کردند . بنک داران در یک رشد اقتصادی زود هنگام امکان این را یافتند تا بین کارگاهها و عرضه کنند گان مواد اولیه نقش واسطه را بازی کنند . در طی همین پروسه بنک داران بهترین شرایط را پیدا کردند تا عرضه ی ماشین آلات مربوط به صنف خود را در دست بگیرند . در پی رشد روز افزون صنعت و تکامل ماشین آلات کارگاه دار مجبور است ابزار تولید جدید را که باعث رشد تولید وبهبود کیفیت و احتمالا به انگاره اینان باعث افزایش درآمد خواهد شد را از بنک داران تهیه کنند . این گونه است که بنک داران در طی یک مدت زمان نه چندان طولانی تسلط خود را بر یک صنف تولیدی تکمیل کردند. تقریبا نسبت بنک داران به کارگاه ها دراین دوران یک به صد است . کارفرمای پیشه ور یک باره تمام استقلال خویش را از دست رفته می بیند. ملک خود را که دسترسی خوبی داشت از دست داده است . ابزار تولید ش از انحصار خارج گشته و ماندگاری ندارد . علاوه براین برای ترمیم وبه روز سازی ابزار تولید به غیر خود وابسته است. در طی از دست دادن امکان عرضه مستقیم تا حد زیادی استقلال خویش را در قیمت گذاری نیز از دست داده است. حالا قیمت کار را بنک دار مشخص می کند . در واقع ارزش مواد اولیه با احتساب سود بنک دار از دایره ی قیمت گذاری خارج می شود . در این مرحله از مناسبات اصطلاح کار مزدی کردن مفهوم پیدا می کند.در واقع کارفرما موظف می شود هنگام قیمت گذاری مقدار کار انجام شده را محاسبه کند و بنک دار این مقدار را می پردازد. یعنی حالا بنک دار دیگر صاحب کارخانه ایست با 500 کارگر(( این رقم با نسبت یک به صد بین بنک دار و کارگاه ها با احتساب هر کارگاه با پنج کارگر تقریب زده می شود)) این کارخانه ها بی هیچ هزینه جانبی در سطح شهر برای بنک دار شکل می گیرد کارخانه های حقیقی که در یک نظام مندی مخفی مشغول به تولید هستند . کارگران این کارخانه ها هیچ گونه حقی برای خود متصور نیستند ( بیمه و مزایای حداقلی برای این کارگران چیزی شبیه به یک رویا ست ) بنک دار در برابر این کارگران هیچ مسئولیتی ندارد . کارگران این کارخانه ها از آنجا که منفک از یک دیگر مشغول به کار هستند از هیچ گونه قدرت اعتصاب یا اعتراض بر خوردار نیستند . کوچک ترین نوسانات بازار در زندگی این کارگران تاثیرات آنی دارد بی این که امنیتنی حداقلی برایشان در نظر گرفته شده باشد . اما تا اینجا هنوز فشار اصلی یا خلع سلاح نهایی اتفاق نیفتاده است این اتفاق زمانی می افتد که کارگران حرفه ای گشته قصد ایجاد کارگاه می کنند از آنجایی که اینان از هیچ پشتوانه ی مالی و اعتباری برخوردار نیستند به شدت به بنک دار وابسته می شوند و تعیین مزد کار را به بنک دار وا گذار می کنند . کارگر کارفرما گشته شروع به انجام کار اضافی می کند تا مزد بیشتری ببرد . این تعیین مزد , کارفرما یان پیشین را نیز تبدیل به کارگرانی می کند که مزدشان از سوی بنک داران تعیین می شود در پی گسترش این مناسبات قدرت بنک داران به نسبت پیشین پنج برابر میشود . اینک بنک دار با داشتن کارخانه ای با بیش از 2500 کارگر( تصاعدی بودن این آمار در نظر گرفته نشده است) امکان این را می یابد تا سهام عمده ی کارخانجات بزرگ را که مواد اولیه تولید می کنند را بدست بگیرد . یا وارد کردن ابزارالات و مواد خام را نیز به دست می گیرد .این بنگاه اقتصادی که دراین رشد اقتصادی تبدیل به یک کلان سرمایه دار گشته( نسبت درآمد این بنگاه با یک کارگر چندین هزار برابر است) در حاکمیت نیز نقش پیدا می کند و تضمینی می شود برای ادامه پیدا کردن این مناسبات( قوانین کار جمهوری اسلامی کاملا با این مناسبات منطبق است) . این چنین است که کارخانه داران بزرگی چون ایران خودرو و ایساکو و... به جای اینکه متناسب با تولیداتشان در صدد گسترش کارخانه هایشان باشند از این فرصت ایده ال استفاده کرده وبا برقراری ارتباط با کارگاه های خرد کارخانه ی خود را به شکلی مخفی گسترش می دهند. این جریان برای شناسایی نشانه های فراوانی دارد اما یکی از مشخص ترین این نشانه ها منطبق بودن این سبک تولید با تولید کارخانه ای ست . تولید کارخانه ای یک دست و اتیکت دار است و به شکل گسترده پخش می شود . در ایران بسیاری از صنایع از جمله صنعت پوشاک , کیف , چوب, کفش, شیشه, لوازم یدکی , و... در سیطره ی این مناسبات قرار دارند . وظیفه ی جنبش چپ در چنین شرایطی شناسایی آماری این کارگران و ایجاد یک اتحاد در بین اینان می باشد به گمانم نمی شود انتظار شکل گیری یک حرکت خود به خودی بین این سطح از کارگران داشت اگر چه ممکن است یک آگاهی طبقاتی بین اینان وجود داشته باشد اما با شرایطی که یاد آور شدم پذیرفتن مسئولیت سازمان دهی این کارگران بدون شک به گردن احزاب چپ خواهد بود. اگر ما نخواهیم جان بکنیم و اگر در غالب یک حزب انقلابی فعالیت نکنیم هیچ معجزه ای اتفاق نمی افتد .&lt;br /&gt;&lt;a title="" href="http://enghelab17.blogfa.com/"&gt;http://enghelab17.blogfa.com/ &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-3546637035500631139?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/3546637035500631139/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=3546637035500631139' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3546637035500631139'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3546637035500631139'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='سعید آقام علی: مناسبات حاکم بر کارگاههای تولیدی'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-3878561751317747556</id><published>2008-11-28T19:15:00.001+03:30</published><updated>2008-11-28T19:15:29.722+03:30</updated><title type='text'>محمد پور عبداله/ به بهانه اعدام فاطمه حقیقت پژوه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;فاطمه سی و هشت ساله پس از تحمل هشت سال زندان به دار آویخته شد. متهم به قتل عمد همسر عاقبت قربانی قتل عمد شد، قتل عمدی به دست دولت. قتلی از پیش برنامه ریزی شده با تشریفات و سنن خاص خود. فاطمه در عدم تعادل عقلانی ناشی از مشاهده صحنه ای که همسرش در حال تجاوز به دختر چهارده ساله اش است، اختیار از دست می دهد و همسر را به قتل می رساند. در برابر وی اما، عده ای در حالیکه سلامت عقلانی را برای حرفه خود پیش فرض گرفته اند، در روز معینی در کمال آرامش و تعقل می نشینند و پس از به عمل آوردن کنجکاوی های لازم در باب حادثه ای در گذشته، به این نتیجه می رسند که می باید جان انسانی را از وی گرفت. کنتراست موجود در صحنه دادگاه پس از صدور حکم اعدام، خود به بهترین شکل بیانگر عمق فاجعه است:&lt;br /&gt;در یک سو قاتلی است که مدام بر غیر عقلانی و غیر انسانی بودن عملی تاکید دارد که به کشته شدن فردی دیگر انجامیده است و مدام ابراز پشیمانی می کند و در سوی دیگر قاتلی که بر مبانی عقلانی و انسانی عمل خویش تاکید می کند، عملی که در آینده به کشته شدن فردی دربند می انجامد. کدام شنیع تر است؟&lt;br /&gt; جلوه ای متمایز بخشد و از انزجاری که برمی انگیزاند اندکی بکاهد. جدا از چیستی اعدام، چرایی به اجرا درآمدن این حکم را می باید د&lt;br /&gt;در دیدگاه من حیات ابتدایی ترین حق هر انسان است. درست به دلیل اهمیت همین ابتدایی ترین حق است که شناخت عوامل متعارض با حیات انسان، همواره از اصلی ترین دغدغه های انسان بوده است. روند رشد دانش بشری را در بسیاری موارد تنها می توان با فهم این دغدغه انسان فهمید. به بیان دیگر بخش اعظم دانش انسان در حقیقت واکنشی است به این عوامل متعارض با حیات وی و تلاش برای کاستن دامنه و شدت تاثیرگذاری آنها. جدال با مرگ رانه ایست که به حیات بشر امتداد می دهد، چرا که مرگ چهره عریان فقدان انسان است، فقدانی که بشر را یارای تحملش نیست. اما،آنچه مرگ یک انسان را بیش از پیش برای بازماندگانش دردناک و غیرقابل تحمل می گرداند، شناسایی عنصر عامدیت و اراده انسانی دیگر در میان مسببات این پدیده است. همین ویژگی است که قربانی قتل عمد را از قربانیان رخدادهای دیگر متمایز می کند.&lt;br /&gt;اعدام قتلی است مبتنی بر عامدیت و اراده دولت که با تکیه بر مشروعیت خود خوانده دولت،  بر آنست تا به خود جلوه ای متمایز بخشد و از انزجاری که برمی انگیزاند اندکی بکاهد. جدا از چیستی اعدام، چرایی به اجرا درآمدن این حکم را می باید در جایی دیگر جستجو کرد. دولت چگال ترین بخش قدرت در یک جامعه است و نهادهای امنیتی و قضایی چگال ترین بخش قدرت را در یک دولت تشکیل می دهند. از ویژگی های اصلی این قدرت چگال آنست که می باید بگونه ای عریان به حس درآید، پس اعمال قدرت باید حواس را نشانه رود. قدرت باید دیده شود و حضورش مدام گوشزد گردد. از همین روی مدار قدرت و به تبع آن آرایش صحنه اعدام تنها با حضور ناظران کامل می شود. اگر به دلیلی امکان نمایش باله مرگ متهم بر صحنه قدرت برای انسان های بی گناه و بی اتهام وجود نداشت، باید خبر آن را در بوق کرد و در محاسن اجرای این قبیل احکام گفت و نوشت. ساعت پنج صبح عموم شهروندان در خوابند و امکان پذیرایی از ایشان در زندان وجود ندارد، اما هشت صبح فرصت مناسبی است تا مجری اخبار خبر آونگ شدن تعدادی را به گوش شهروندان برساند. اگر به هر دلیل نتوان قدرت را در خشن ترین شکل خود به شهروندان نشان داد، باید آنرا قابل شنیدن و یا قابل خواندن کرد. این حداقل کاریست که می توان انجام داد. از این روی اعدام ابزاری است در دست دولتها تا قدرتمندی خود را، به خشن ترین شکل خود به شهروندان گوشزد کنند. اعدام قتل عمد دولتی است. دولت ها اما این چرایی را به گونه ای دیگر نشان می دهند. اعدام را شرط حضور امنیت در جامعه می دانند، حال آنکه هیچ دولتی از طریق قتل عمد قادر به کاهش وقوع قتل عمد نبوده است. در هیچ کجای این کره خاک هیچ نسبت مستقیمی میان افزایش تعداد انسانهایی که به اشکال گوناگون قربانی قتل سازمان یافته دولتی می شوند با افزایش امنیت در جوامع وجود ندارد. ادعای دولتها مبنی بر اهمیت اجرای حکم اعدام در جهت دفاع از حیات شهروندان یاوه است. دولت هایی که دست به اجرای حکم اعدام می زنند خود اصلی تریل قاتلانی هستند که عامدانه و سیستماتیک مرتکب قتل عمد می شوند و آنرا ترویج میدهند.&lt;br /&gt;یاوه دیگر تاکید بر ضرورت اجرای این حکم در جهت تسلی داغ دیدگان است. داغدیده حتی با برگزیدن این روش برای تسلی خود، در حال فریاد اصلی ترین دغدغه خود است. او می خواهد با داغدار کردن جامعه در کلی ترین شکل خود و داغدار کردن خانواده متهم در خاص ترین شکل، بر علیه همگان کیفرخواست صادر کند. او می خواهد با داغدار کردن ایشان، به آنها بفهماند که در چه موقعیت دردناکی قرار گرفته است. کشتن فرد دیگر تسلی برای وی نیست، او تنها از این طریق می خواهد ذهنیت دیگران را معطوف به درد خود گرداند، امری که از ابتدایی ترین حقوق داغدیده است. او برای رسیدن به این حق کاملا انسانی است که متوسل به حکمی غیر انسانی به نام اعدام می شود، حکمی شنیع که دولت ها در جهت نیل به مقاصد خویش آنرا برساخته اند و در معرض انتخاب خانواده های داغدار قرار داده اند. اگر جامعه به مسئولیت خویش در باب تیمار داغدیده واقف باشد، هیچ انسانی برای گوشزد کردن این مسئولیت به دیگران متوسل به چنین روشهای غیر انسانی نمی شود. به بیان دیگرهیچ داغدیده ای با قتل عامدانه قاتلِ جگرگوشه اش در قالب حکم اعدام به تسکین نخواهد رسید. آنچه داغدیده را بگونه ای واقعی تسلی میدهد آنست که دیگر همنوعانش در جامعه، وی و درد جانکاهی که بر وی گذشته است را درک کنند و و در جهت ترمیم تمامی جنبه های حیات انسانی وی گام بر دارند.&lt;br /&gt;&lt;a title="" href="http://feuer17.blogspot.com/"&gt;http://feuer17.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-3878561751317747556?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/3878561751317747556/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=3878561751317747556' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3878561751317747556'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3878561751317747556'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_1070.html' title='محمد پور عبداله/ به بهانه اعدام فاطمه حقیقت پژوه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-6546608390449160346</id><published>2008-11-28T19:11:00.002+03:30</published><updated>2008-11-28T19:14:52.552+03:30</updated><title type='text'>امین قضایی: توضیحاتی پیرامون ماهیت این وبلاگ و تداعی های نادرست</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من در این پست لازم می دانم تا مسائلی پیرامون مقالاتی که اخیرا در&lt;/span&gt;&lt;a title="" href="http://www.guru.blogfa.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; این وبلاگ&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; منتشر کرده ام را توضیح دهم. عده ای که ظاهرا خود را فعال سیاسی می دانند گویا عادت دارند تا در بخش توضیحات وبلاگ بدون متوجه به محتوای مطلب ، به بحث و جدل سیاسی بپردازند . سپس از فضای بحث بوجود آمده برای پلمیک سیاسی مد نظر خود بهره بگیرند. گویا مرا با اعضا و هواخواهان حزب مخالف خود اشتباه گرفته اند و خواسته و ناخواسته جوابهای من را ، مواضع حزب و دسته ی مخالف خود می پندارند.&lt;br /&gt; در اینجا لازم می دانم اعلام کنم که حذف مقاله ای که اخیرا منتشر کردم در جهت رفع این شبهه صورت گرفته است و نه مثلا سنترالیسم و عدم تحمل عقاید مخالف. کسانی که با نوشته های من در طی چند سال اخیر آشنا هستند به خوبی می دانند  من افکار و عقاید کاملا مختص خود و مستقلی دارم. نه خودم و نه وبلاگ من تریبون هیچ حزب و دسته ای از هر نوعی اعم از حزب کوموله ، توده ، اکثریت  ،حزب  کمونیسم کارگری یا شاخه ی حکمتیسم آن یا اتحاد سوسیالیسم کارگری و.... نیست و نخواهد بود.این خوانندگان بهتر است تخاصمات به ظاهر مخالفین و تبلیغات به ظاهر دوستان من را کنار بزنند و یکبار هم که شده با عقاید و افکاری که سعی در انتشار آن دارم ، آشنا شوند. نمی دانم چگونه تصور شده است که عقاید فلسفی من ، شباهتی با خط مشی سیاسی فلان حزب یا دسته دارد. همچنین من نه چهره ی فکری( ایدئولوگ سابق!) دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب هستم و نه رهبر آنان.با توجه به آشنایی من با این جریان ، چنین القاب و سمت هایی در این جریان تعریف نشده است. انتساب چنین القابی ، جز تکمیل پرونده ی اتهامی دانشجویان کمکی بدانها نمی کند.&lt;br /&gt;مخاطبین باید بدانند که من به عنوان یک نویسنده ی مارکسیست در داخل ایران هستم ، با این وصف همچنان با اسم واقعی خود قلم می زنم . بنابراین خارج از اخلاق سیاسی است که عده ای با اسم مستعار ، یا با عضویت علنی در یک حزب اپوزوسیون ، از عقاید من برای تبلیغات به نفع جریان خود بهره برده و یا برعکس در پوشش یک نقد ، تلویحا من را به جریان خاصی منتسب کنند. ورای مسائل امنیتی ، من هیچ علاقه ای ندارم که از مطالب من بهره برداری سیاسی به نفع جریان خاصی صورت پذیرد و یا نوشتار من  در خدمت چنین اهداف و مقاصدی تعبیر شود یا  هویت سیاسی من با یک اسم رقم بخورد.&lt;br /&gt;من تعریف بسیار بسیط تری از سیاست دارم که با تصور محدود عده ای از رفقا که با منطق این یا آن حزب می اندیشند ، نمی گنجد. سیاست ابزاری است برای تبدیل گفتار و خرد به قدرت. جامعه ای که از خرد سیاسی برخوردار باشد ، قادر است تا نظام های قدرت را توسط خرد بازسازی کند. (و در واقع مسئله ی اصلی دموکراسی همین است و نه صرفا توفق اکثریت. ) عقلانیت تولید که پرولتاریا نماینده ی آن است می بایست توسط سیاست ، در روابط قدرت جامعه طبقاتی دخل و تصرف کند. بنابراین سیاست را باید در رابطه ی خرد و قدرت یافت و نه آنکه مطابق ایده ی برخی از نهادهای سیاسی ، خرد تنها به توجیه صرف قدرت تبدیل شود. بنابراین عقلانیت نوشتار من می تواند سیاسی باشد بی آنکه الزاما به نهادی از قدرت متصل باشد. کوته فکری تمام است که افکار سیاسی فرد را صرفا در همسویی با جریان یا حزب خاصی قلمداد کنیم. در این صورت افکار افراد آن حزب به رونوشت هایی از مانیفست آن حزب سیاسی تقلیل می یابند. متاسفانه این نقد به تمامی چپ سنتی ومدرن صادق است. البته من در اینجا قصد نقد کسی را ندارم اما تاسف من اینجاست که دانشجویان با برچسب های سیاسی که در محافل سکتاریستی می خورند ، به سادگی طعمه ی سرکوب قرار گرفته و یا سرخورده می شوند. این مسئله ای بود که من در مورد شخص خود  به خوبی احساس کردم.( توضیح درباره ی استقلال فکری من تبدیل به یکی از مشغله های هر روز من شده است . مثلا در یکی از کامنت ها ، به دروغ متنی به من نسبت داده شده بود و آنرا با متن لیدر حزب منشعب شده ی کمونیسم کارگری مطابقت داده بودند  در حالیکه من هرگز چنین متنی را ننوشته بودم. آیا یک نویسنده باید به این سادگی قربانی رقابت های سیاسی کودکانه شود؟ به همین سبب من پست های بعدی را بدون اجازه ی درج توضیحات در وبلاگ قرار دادم) اگر کسی همچنان به این برداشت سطحی از امر سیاسی وفادار است ترجیح می دهم  که اصلا من را موجودی سیاست گریز قلمداد کنند. بگذاریم آنها به همان تصور کلیشه ای خود از یک فیلسوف قناعت کنند که جای او را در کنج عزلت یا کتابخانه اش می پندارند.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-6546608390449160346?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/6546608390449160346/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=6546608390449160346' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/6546608390449160346'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/6546608390449160346'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_7103.html' title='امین قضایی: توضیحاتی پیرامون ماهیت این وبلاگ و تداعی های نادرست'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-4357345385599348952</id><published>2008-11-28T19:11:00.001+03:30</published><updated>2008-11-28T19:11:42.054+03:30</updated><title type='text'>امین قضایی: شکنجه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;زندگی ما مجانبی است به سوی مرگ و این تعریف شکنجه است. وقتی هنوز نمرده ایم یعنی اینکه بدبخت تر از این هم می توانیم بشویم. اما مجانب یا قربانی شکنجه،  با خیزی بلند به سوی مرگ ، ابتدا  از آن می هراسد ، سپس فراموشش می کند و  دست آخر آن را آرزو می کند.&lt;br /&gt;جهنم از قوانین ساخته شده است  و نه از آتش.  جهنم جامعه طبقاتی هفت طبقه دارد :&lt;br /&gt;بر طبقه ی فوقانی، عوامانی هستند که شوربختی را در تقدیر خویش می بییند.&lt;br /&gt; مردمان طبقه ی ششم که اندکی باهوش تر اند ، شرارت را در نفس انسانها می جویند که نفس انسان علت ِ بدفرجامی زندگی است.&lt;br /&gt;بر دروازه ی پنجم ، معترضینی  هستند که از شرارت  حکام در رنج اند ، چه آنکه حکومت ها علت  شرارت نفسانی  و آن نیز علت بدفرجامی است.&lt;br /&gt; مردمان دروازه ی چهارم، شوربختی را در قوانین می جویند. قوانینی که حکومت های حافظ قوانین ، معلول آن بوده و آن نیز علت ِ شرارت فردی و آن نیز علت بدفرجامی است.&lt;br /&gt;بر دروازه سوم جهنم ، شوربختی را از مالکیت می دانند که قوانین برای حفظ آن ساخته شده است.قوانینی که علت ِ حکومت های زورگو و آن نیز علت شرارت فردی و آن نیز علت بدفرجامی است.&lt;br /&gt; مردمان طبقه دوم ، شرارت را در عقب ماندگی های حاکم بر شیوه ی تولید می یابند که مالکیت خصوصی ، قوانین حاکم بر مالکین، مجریان این قوانین و انسانهای پلید و تقدیر را رقم زده است.&lt;br /&gt;اما در طبقه زیرین ، در طبقه ی اول ، در جایگاه شیطان  ِسیال ، در ماشین آتشین هراکلیتوسی که نام نهادن بر چیزی به معنای سخن گفتن از مردگان است ، شرارتی وجود ندارد ، تنها رودخانه ی تاریخ وجود دارد این سرچشمه ی آکرون . و در این مغاک  انسان  چیزی نیست جز  لحظه ای گذرا از یک مقطع عرضی  رودخانه.&lt;br /&gt;در اینجا بنده ی جامعه طبقاتی تنها یک واحد اندازه گیری است. این شوربخت ، این ستمدیده ، این میراث دار رنجهای گذشته و وامدار ابدی ، تنها سنگی است  که با آن عمق چاه رذالت و عقب ماندگی تاریخی شمایان را اندازه می گیرند. (فروافتادن در چاه همواره نماد ِ هم سطح شدن با طبقات زیرین است . تنها کافی است رستم  و یوسف را مثال بیاوریم. )&lt;br /&gt; همه چیز به آینده تعلق دارد اما آینده به همگان تعلق ندارد. و گذشته ؟ تنها فرومایگان از گذشته افتخار می جویند.  به چه چیز می توان افتخار کرد ؟ به اینکه پدرم برده ی گران قیمتی بود با خونی ارزان یا رعیت ِ سخت کوشی با عرقی ریزان؟ یا آنانکه قلمدان تاریخ را در کنده ی جلادان دیدند؟ به شکنجه گران بزرگ ؟ به کوروش ؟ این  بانی حقوق بشر؟ ها ها. سگ های بی شرم ! حق من را در بربریت اجداد میمونسان خود نجویید.&lt;br /&gt;ناسیونالیست ها و سلطنت طلبان می خواهند در تاریخ پدری قدرتمند بیابند تا مفتخر به فرزندی یک پدر قوی باشند.اما این ابلهان ، این کوتوله های اودیپی ، هنوز نمی دانند که یک یتیم قوی ، قوی تر از فرزند یک پدر قوی است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-4357345385599348952?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/4357345385599348952/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=4357345385599348952' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/4357345385599348952'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/4357345385599348952'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_3144.html' title='امین قضایی: شکنجه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-3398325697924448190</id><published>2008-11-28T19:10:00.001+03:30</published><updated>2008-11-28T19:10:43.311+03:30</updated><title type='text'>مانیفست یک اتفاق / سیامک امین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;طایفه ی شبیخون اعتراض می کنم.&lt;br /&gt;طایفه گی شبیخون می کند ــ اعتراض&lt;br /&gt;شما که شعرتان شیزوفرن پرواز می کنید.&lt;br /&gt;که من شعرم شعار زخم می شوم.&lt;br /&gt;از آسمان تان تا زمین / زخم می شوم.&lt;br /&gt;از خود ارضایی تان تا بوسه / زخم می شوم.&lt;br /&gt;از شعرتان تا زخم می شوم.&lt;br /&gt;انتظار ِ یک لب خند ــ اعتراض&lt;br /&gt;اتفاق ِ یک معنا سرخ می شوید       شرم و عصب&lt;br /&gt;بر بام ِ افق می بارم ــ سرخ&lt;br /&gt;از بام ِ افق&lt;br /&gt;                ستاره پرواز می کند شعر&lt;br /&gt;مرگ بر شما را پاره می کنم&lt;br /&gt;تا یک اتفاق&lt;br /&gt;من از همه ی رؤیاها می شکوفند&lt;br /&gt;ناباور ِ چشمان تان غبار ِ قاب ِ خالی ی ِ پشت اش دیوار&lt;br /&gt;پنجره و آینه ام شفاف&lt;br /&gt;                              از خون ِ آسمان ِ شما&lt;br /&gt;همه ی رؤیاها شکوفه می دهم&lt;br /&gt;                                          پرواز&lt;br /&gt;بادبادک ِ یک بوسه&lt;br /&gt;که زخم شده بودم&lt;br /&gt;                          شعرتان را&lt;br /&gt;                                            به یک واژه لو می دهم&lt;br /&gt;طایفه ی شبیخون قیام می کنم&lt;br /&gt;طایفه گی قیام می شوند فرزندان ِ ناخلف ِ شما&lt;br /&gt;     خسته از بازارتان&lt;br /&gt;شما را می فروشند به یک دنیای ... لب خند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-3398325697924448190?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/3398325697924448190/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=3398325697924448190' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3398325697924448190'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3398325697924448190'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_5379.html' title='مانیفست یک اتفاق / سیامک امین'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-7334192760531520582</id><published>2008-11-28T19:08:00.000+03:30</published><updated>2008-11-28T19:09:35.886+03:30</updated><title type='text'>مجید حداد: جنگ رئال و نشان دادن انتزاعي آن به جامعه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;مدتي است که اين مطلب ذهن مرا مشغول کرده است؛استفاده از جنگ و مبارزه بي امان که در آن گرفتاريم و چهره سازي و دروغ پردازي آن به وسيله نظام سرمايه داري و برداشتها و  سو استفاده تبليغاتي نظام سرمايه  از جنگ و مبارزه و تاثير اين تبليغات.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسلحه ها را زمين نگذاشته اند&lt;br /&gt;امروزه زيبايي در مسايل اتنزاعي معنا پيدا کرده است و براي لذت بردن از مسايل دردناک با عينک انتزاع بر آنها نگريسته مي شود,اين مسئله و دوري از واقعيت در تمام سطوح جامعه رسوخ کرده است و به روزمرگي اکثريت انسان ها نفوذ کرده است و اين مسئله را مديون تبليغات هدفدار رسانه هاي  سرمايه داري هستيم که روزمرگي که مملو از جنگ و مبارزه بين طبقات اجتماعي است را به صورت انتزاعي و غير واقعي جلوه مي دهد و عينکي به ما هديه مي دهد که روزمرگي را به صورت زيبا تر و مملو از احترام به حقوق و برابري انسان ها و در نهايت آزادي ببينيم ولي به سادگي مي توان به دور از اين عينک جنگ و خون و سرکوب را در روزمرگي ديد ولي کشته شدگان اين برخوردها انسان ها نيستند بلکه انديشه ها و تفکرها هستند,ترورهاي خياباني و اعدام ها و تيرباران ها جان انديشه ها را در جامعه مي گيرند ,امروز اسلحه ها هم باز همان رسانه ها و تريبون ها و سخنگويان پر شور و معترضين دروغين هستند,اين اسلحه ها مي توانند در ثانيه هزاران ذهن را شهيد کنند,نه شهيد نمي کنند بلکه مسموم ميکنند و به بيماري مثري ابتذال دچار ميکنند و در اين راه از هرچيز و کسي که بتوانند استفاده ابزاري مي کنند,حتي از انسانيت نيز استفاده ابزاري و سود جويي مي کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنهاي که با مردها برابرند اما مردها برابرترند و بايد برابرتر بمانند&lt;br /&gt;استفاده ابزاري از زن را به راحتی در صدا و سيماي ايران و حتي رسانه هاي خارجي شاهديم که به زور مي خواهند به خورد ما بدهند که آزادي زن در جامعه وجود دارد و هيچ نوع تبعيضي نيست , اين را در تمام سريال ها و برنامه هاي گفتگو در صدا و سيما مي بينيم جاري است ولي نکته قابل ذکر اين است که همين تصاوير بدون هيچ ديالوگ و گفتگويي خود حاکي تبعيض جنسيتي است و حتي در مورد طرح امنيت اجتماعي (به تعبيري طرح افول امنيت اجتماعي)که خود نماد بارز اين تبعيض است به زور مي خواهند بگويند که زنان و دختراني که با آنها بر خورد مي کنند باعث ابتذال در جامعه اند و اين طرح برقرار کننده جامعه اي سالم است ولي کاملا مشخص و بارز است که اين روند سرکوب ومرعوب کردن جامعه است.&lt;br /&gt;و در رسانه هاي خارجي نيز با استفاده ابزاري از مسائل جنسي ,زن را تبديل به کالا کرده اند و اسم اين را مي گذارند آزادي زن و انسانيت را براي زن به کلي حذف کرده اند ,زن کالاي است که در تبليغات نظام سرمايه نقش بسيار مهمي را ايفا مي کند و زن را به برده اي براي استفاده يا بهتر است بگويم سوء استفاده تجاري به نفع  سرمايه داران تبديل مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قهرمان سازي و دروغ معنا کردن قهرمانان&lt;br /&gt;رسانه ها به وسيله بلد وچهره کردن اشخاص و قهرمانان و در نهايت دروغ معنا کردن آنها جامعه را مسموم مي سازند. نظام سرمايه براي از بين بردن هر نوع اعتراضي وبراي سرکوب وعوام فريبي هر چه تمام تر و تبديل کردن انديشه هاي اعتراضي به انديشه هاي بي خطر دست به هر کاري مي زند,اين مطلب براي من يادآور دعوت از فرزندان فرمانده "چه" به ايران است!&lt;br /&gt;انتزاع و برداشت غير واقعي دامان "چه"را نيز گرفت,"چه" امروزه به همت رسانه ها و تبليغات بورژوازي براي ما تبديل به چهرهاي رمانتيک وقهرمان قصه ها که به جاي شاهزاده خانم به دنبال چيزي عجيب و غير واقعي به نام آزادي بوده و ديو سياه قصه که همان آمريکا است براي ازدواج با اين شاهزاده خانم که اسمش آزادي است به مبارزه مي طلب و در نهايت قهرمانانه جان مي دهد."چه" ديگر ياد آور هيچ نوع انذيشه و ايدلوژي اعتراضي وآزادي خواهانه نيست اصلا مي توانيم بگوييم که "چه"ديگر "چه"نيست. البته اين کار تنها با "چه" نشده بلکه "چه"نمونه کوچکي ار اين روال داستان سازي است.&lt;br /&gt;ولي در شرايط حاضرفقط صداو سيما نيست که اين کار را مي کند بلکه رسانه هاي بسياري دست به اين کار زده اند از جمله اين رسانه ها مي توان از voa(صداي آمريکا )نام بردکه همين روند اسطوره سازي و قهرمان پروري را با فعالين دانشجويي و حقوق بشري مي کند که اين کار براي ايران بسيار مضر تر از کاري است که با "چه"کرده اند voa با تمام قدرت و سرمايه به اسطوره سازي و غير واقعي کردن واژه هاي چون حقوق بشر و آزادي و دمکراسي زده است که بايد اقرار کنم به خاطر منفور بودن اخبار و تحليل هاي صدا و سيما به يکي از پر بيننده ترين شبکه فارسي زبان تبديل شده است و از اين فرصت به خوبي استفاده مي کند و تبر را محکم تر به ريشه آزادي خواهي در ايران مي زند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استفاده از اعتراض براي سرکوب اعتراض&lt;br /&gt;رسانه هاي بورژوازي براي سرکوب اعتراض و آزادي خواهي هميشه دست به دامان دروغ پردازي و جريان سازي هاي دروغين هستند,سخنرانان پرشور و معترضين دروغين را مي بينيم و شايد به آنها نيز دل ببنديم  اينها همان کساني هستند که دايه دار اصلاحات مدني و اجتماعي هستندولي چندي بعد مي فهميم که اين دروغي ببيش نبوده و روند سرکوب و مرعوب سازي جامعه با قدرت بيشتري جان مي گيرد,گفتگو هاي داغ اصلاح طلبي که با استفاده از رسانه ذهن همه ما را مشغول به خود کرده است  وما حس همزادپنداري با آنها مي کنيم و دل به وعده ها واعتراضات آنها مي بنديم ولي نمي دانيم که تبر را بادست خود به تنه مبارزه مي زنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استفاده ابزاري از تفکر عليه تفکر&lt;br /&gt;درصدا وسيماي ايران جنبشي وجود دارد که در آن با خورد کردن و به سخره گرفتن تفکر دست به تخريب و کند سازي مدرن شدن وعقل محوري جامعه دست مي زنند وبراي نگه داشتن نهاد کهنه سنت و ارتجاع در گفتگو هاي داغ و جنجالي  دست به تخريب جايگاه انديشه زده وبه نوعي مي خواهند که سنت را مترقي معني کنند.&lt;br /&gt;اينها  چندی از ابزاری هستند که اين عينک انتزاع را به ما هديه می دهند ولی در واقع اين ابزار ها از شمارش خارج شده اند و من تنها توانستم اندکي از آنها را بشمارم&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-7334192760531520582?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/7334192760531520582/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=7334192760531520582' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7334192760531520582'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7334192760531520582'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_6112.html' title='مجید حداد: جنگ رئال و نشان دادن انتزاعي آن به جامعه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-984600473913361745</id><published>2008-11-28T19:07:00.000+03:30</published><updated>2008-11-28T19:08:23.768+03:30</updated><title type='text'>زمستان است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در سکوت  و آرامش تو&lt;br /&gt;در نگاه ابریشمین تو&lt;br /&gt;ساقه  های شالی را یکی یکی می شمارم&lt;br /&gt;من باد های خز ر را در فصل پائیز&lt;br /&gt;زمزمه کردم&lt;br /&gt;در تو دریا پر از شکوفه های رنگین است&lt;br /&gt;وما هیان در جویباران تالاب های تو&lt;br /&gt;عطر آقاقی را به خاطر دارند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهتاب من بیا بیا&lt;br /&gt;که گلهای این سرزمین&lt;br /&gt;عاشق ترین زند ه گان بودند&lt;br /&gt;بگذار لمست کنم&lt;br /&gt;واز تراوش باد بر خزر برایت قصه بگویم&lt;br /&gt;من از پیران شا هنامه می آیم&lt;br /&gt;هر بار گلوی این دشت را سیاهی فشرده است&lt;br /&gt;واین جنگل در زمستان شکوفه داده است&lt;br /&gt;و گل های این سرزمین&lt;br /&gt;در سخره های یخ  گل داده اند&lt;br /&gt;وبر شا خ ور زا های این سرزمین همیشه&lt;br /&gt;دعای ستایش تو بود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دختران این دشت زیبا ترین زنده گان بودند&lt;br /&gt;که دیو را در پنجه های خود&lt;br /&gt;مغرورانه فشردند وار عطر آقاقی تنشان&lt;br /&gt;غروب دل انگیز خورشید&lt;br /&gt;طلو ع  می کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیشب بر مزار دختر این سر زمین بودم&lt;br /&gt;مر ا به بهاری بر سفره ء خود مهمان کرد&lt;br /&gt;واز چکا وکهای جوان&lt;br /&gt;که دیو سیاه بر چهره اش و&lt;br /&gt;دشنه بر قلبش فرو کرده بود&lt;br /&gt;اشکهای آزادی را&lt;br /&gt;به باد های خزر مهمان می کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گل بته های این سر زمین&lt;br /&gt;در کار خانه و شالی&lt;br /&gt;در میان هندوانه های میدان محسنی&lt;br /&gt;در همه جای این سر زمین؛ جهانی&lt;br /&gt;بدون مرز&lt;br /&gt;در ذره ذره اشکهای مادران&lt;br /&gt;که جغد پیر حقیر و کسالت&lt;br /&gt;بر بام این کویر خشک سایه انداخته است&lt;br /&gt;شکوفه می دهند&lt;br /&gt;وبه بهاران اقاقی مهمان می کنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشکم رازیست که هر روز&lt;br /&gt;بودنم را به تو تقدیم می کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر روز بر مردمان این سرزمین&lt;br /&gt;که در چنگال پیر سیاه&lt;br /&gt;شب از جگر نعره می زند فر یاد&lt;br /&gt;سرود و چکامه باید خواند&lt;br /&gt;شهر از از دحام شقایق ها&lt;br /&gt;وقمری های جوان&lt;br /&gt;موج می زند&lt;br /&gt;وفریاد های خسته ء زندانها&lt;br /&gt;ودالانهای کوره پز خانه ها&lt;br /&gt;وزیر دارهای قالی که با اشک زیبا ترین گلها&lt;br /&gt;آغشته است&lt;br /&gt;دار های اعدام بر پاست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه غم انگیز است این سر زمین من !&lt;br /&gt;چه پریشان است گیسوان مادرم&lt;br /&gt;ودختران عروسی که به عزای گلها نشسته اند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهر چراغانیست&lt;br /&gt;ده چراغانیست&lt;br /&gt;ومساجد&lt;br /&gt;که سفره پهن کرده اند &lt;br /&gt;تا چکا وکی را بر سفرهء خود مهمان کنند&lt;br /&gt;وشهر پر از کلاغ های سیاه&lt;br /&gt;که آیات قر آن زمزمه می کنند&lt;br /&gt;وگوش قمری های جوان را&lt;br /&gt;به سر نیزه و&lt;br /&gt;صلابه می کشند وورد می خوانند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کوه آهن مردا&lt;br /&gt;در سفره کدامین سر زمین&lt;br /&gt;سفره گسترده ای ؟&lt;br /&gt;بیا بیا که زمان&lt;br /&gt;به سلاخی کشیده می شود&lt;br /&gt;ودر یا از ازدحام ما هیان سیاه کوچک&lt;br /&gt;موج می زند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من پری در یا ها را دیده ام&lt;br /&gt;من موج شکستن این هیولای وحشی&lt;br /&gt;که از هزاره ها به بیرون پر تاب شده است&lt;br /&gt;که زمان را سلاخی می کند&lt;br /&gt;ومغز گل بته های این سرزمین&lt;br /&gt;را  به تاراج می برد&lt;br /&gt;با گوشهایم شنیده ام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موج سر ماست این روز&lt;br /&gt;طراوت خورشید و ماه بر آسمان این سرزمین&lt;br /&gt;چه حسودانه می نگرد!&lt;br /&gt;وزمین در بستری از خاشاک&lt;br /&gt;گم شده است&lt;br /&gt;وما ه بر سیارهء دیگری دوران می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبا هنگام&lt;br /&gt;که بر شا خ شبدر ها ولاله های این&lt;br /&gt;سرزمین که به قبرستانی هما نندست&lt;br /&gt;وزمین را در جولان گاه اسارت و تبعیید&lt;br /&gt;مدفون کرده است&lt;br /&gt;شکوفه می زند&lt;br /&gt;هر دم این سیا هی را&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیا بیا که زمستان است&lt;br /&gt;زمین دل مرده از تاریکی&lt;br /&gt;هوا هم  پریشان است زمین&lt;br /&gt;می غرد از زندان&lt;br /&gt;در خیمه گاه این سیا هی&lt;br /&gt;بیا بان است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شب به بیراهه می زند&lt;br /&gt;وسحر به چنگال این دیو&lt;br /&gt;اسیرو سر گردانست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیست هفتم نوامبر دوهزارو هشت&lt;br /&gt;علی یحیی پور سل تی تی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-984600473913361745?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/984600473913361745/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=984600473913361745' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/984600473913361745'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/984600473913361745'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_2996.html' title='زمستان است'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-4607116176665775185</id><published>2008-11-28T19:05:00.000+03:30</published><updated>2008-11-28T19:07:15.288+03:30</updated><title type='text'>علیرضا داوودی: جنبش های خودجوش اجتماعی و نقش رهبران کاریزماتیک</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در جوامعی که انسانها  از حداقل حقوق دموکراتیک برخوردار نیستند و شرایط استبدادی در آنها حکمفرماست و اجازه ی ابراز وجود هر تشکل و نهاد مستقلی را در ساختار طبقاتی جامعه بویژه از طبقه ی کارگر سلب می نماید ، مبارزات سازماندهی شده و پیگیری خواست های طبقاتی بسختی و تقریباً با احتمال صفر مواجه است .&lt;br /&gt;برخوردهای استبدادی و قرون وسطایی با سندیکای شرکت واحد تهران حتی اجازه وجود و حضور کارگران در تشکلی اصلاح طلب را نیز گرفته است ، چه برسد بوجود اتحادیه های مختلف و مجامع عمومی در حوزه ی کارگری .&lt;br /&gt;حرکت های اعتراضی اجتماعی در این جوامع بیشتر بصورت خودجوش بدون کانالیزه شدن توسط تشکیلات مستقل بر سر خواستهای طبقاتی و بیشتر بصورت خودبخودی می باشد . اعتراضاتی که بیشتر بر سر خواستهای عاجلی که با بدیهیات زندگی افراد آن بخش سر کار دارد و در شرایط موجود به یغما رفته است بصورت ناگهانی و با حالت انفجاری صورت می گیرد .&lt;br /&gt;با نگاهی دقیقتر و واکاوی شرایط مورد نظر در این اعتراضات موجود به نقش کلیدی رهبران عملگرا و کاریزماتیک آن بخش در کنار خواستهای اقتصادی – اجتماعی – سیاسی آنها پی خواهیم برد .&lt;br /&gt;اتوریته ی رهبران کاریزماتیک در محافل کارگری ، زنان ، دانشجوئی و معلمان نقش بسزائی در شروع اعتراضات آن بخش بر علیه وضعیت موجود و هدایت و کانالیزه کردن این اعتراضات در جهت نیل به اهداف مورد نظر دارد که از آن می توان به عنوان موتور محرک این اعتراضات در کنار خواستهای عاجل آن بخش اشاره کرد.&lt;br /&gt;استبداد در جامعه بطور عرضی این خصوصیت را ایجاد می کند و آن را تبدیل به سنتی سخت نموده که هر تشکیلات سازی در درون طبقه یا بخشی از جامعه غیر طبیعی جلوه نموده و برخوردهای سخت حاکمیت استبداد را بر می انگیزد تا جایی که تنها نامی از آن تشکیلات باقی می ماند .&lt;br /&gt;این دور تسلسلی است که متاسفانه در این جوامع ایجاد می شود و عبور و خروج از آن را در شرایط طبیعی آنها غیر ممکن است . و این گونه است که تنها راه رهایی از استبداد در این جوامع به نقش پر رنگ شخصیت های اتوریته پیوند می خورد .&lt;br /&gt;خودآگاهی طبقاتی رهبران کاریزماتیک و عمل شبه تشکیلاتی و متحد این رهبران بخش های مختلف یک طبقه و هدایت در سایه ی آن بخش ، به خواست های نهایی طبقه و اتخاذ سبک کار مناسب با توجه به شرایط استبدادی موجود می تواند فضای بازتر سیاسی برای ایجاد نهاد و تشکل فراهم کند.&lt;br /&gt;عمل شبه تشکیلاتی و مستقل در بخش های گوناگون حاشیه ی امنیت بیشتر برای فعالین طبقه ی کارگر ایجاد کرده و سطح برخورد نیروهای امنیتی را کاهش می دهد ، و با کمترین هزینه ها بیشترین فواید را نصیب طبقه ی کارگر خواهد کرد. البته فعالین و خود طبقه ی کارگر با خودآگاهی طبقاتی باید پی به ضرورت وجودی نهادها و تشکل های مستقل کارگری برند و برای شکل گیری آنها بعنوان ظرفی مناسب برای احقاق حقوقشان و در نهایت قدرت گیری سیاسی تلاش کنند.&lt;br /&gt;نگرش های مختلف به نقش شخصیت های کاریزماتیک و معایب ذاتی آن نقدهایی وارد ساخته اند و این شیوه ی عملکرد را منتج به ایجاد سانترالیسم کاریزماتیک ودرست شدن کیش شخصیتی می دانند . آنان در میان ورق های کتب مختلف و نگرشی کاملاً ذهنی و برخورد صفر و یکی با مسائل سعی در ساختن متدی انتزاعی برای حل مسائل دارند. یک رئال پلیتیسین و مبارز واقعی با عینیات سروکار دارد و باید بر اساس شرایط زمانی و مکانی خاص و موجود در جامعه راهکار مبارزاتی خود را انتخاب نماید . تحلیل مشخص از شرایط مشخص نتیجه ی نگاهی دیالکتیکی به عینیات موجود جامعه می باشد .&lt;br /&gt;تشخیص استبدادی بودن جامعه و ایجاد فرهنگ سلطه و زیر سلطه در جوامع استبدادی منجر به آن می شود که در زمان ایجاد شرایط مناسب برای مقابله با استبدادو آماده کردن و فراهم شدن شرایط مادی آن با تکیه بر قدرت بسیج کردن نیروها توسط شخصیت های کاریزماتیک ضربه های کاری را بر آن و ارد آورد و زمینه را برای ایجاد نهادهای آزاد کارگری  و محدود کردن معایب تسلط فرد بر جمع  فراهم ساخت .&lt;br /&gt;عمل شبه تشکیلاتی بخش های مختلف کارگری ، زنان ، معلمان و دانشجویی حاصل حیات از یکدیگر و هم سویگی سیاست های کلی در انتخاب هدف مشخص آنها می باشد . سیاستی که تنها از راه خودآگاهی طبقاتی رهبران کاریزماتیک و انتخاب تشکیلات و سیاست های مشخص آن تشکیلات بدون داشتن ارتباط مشخص با آن و گسترش این آگاهی در میان بخش محصور کننده اش و کانالیزه کردن مبارزات آن بخش در جهت پیشبرد آن سیاست ها میسر خواهد شد .&lt;br /&gt;عده ای از تئورسین ها این نگرش و شیوه ی مبارزه را اپورتونیسم و موج سواری نام می نهند، اما با نگاه به عینیات جامعه می توان این پاسخ را به آنان داد که در جوامع استبداد زده حرکات اعتراضی و تاثیر پذیری افراد جامعه بیشتر بر پایه ی فرد محوری استوار است تا تشکیلات محوری ، زیرا به آن گونه که باید امکان عرض اندام هیچ تشکل متعارفی در این جوامع امکان پذیر نبوده و استبداد عریان سیاسی طبقه ی سرمایه دار بنوعی منجر به بازتولید فرهنگ زیر سلطه بودن حتی در سطح طبقه ی کارگر شده است و تنها راه فرار از این فرهنگ نیز شکستن ساخت سرمایه داری و استبداد سیاسی آن می باشد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-4607116176665775185?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/4607116176665775185/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=4607116176665775185' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/4607116176665775185'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/4607116176665775185'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_28.html' title='علیرضا داوودی: جنبش های خودجوش اجتماعی و نقش رهبران کاریزماتیک'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-1181153353986004694</id><published>2008-11-27T21:46:00.000+03:30</published><updated>2008-11-27T21:47:20.704+03:30</updated><title type='text'>گردهمایی اعتراضی دانشجویان پلی تکنیک</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;روز سه شنبه، همزمان با چهارمین روز هفته ی بسیج، دانشگاه صنعتی امیرکبیر شاهد برگزاری دو تجمع اعتراضی بود که به هم پیوست. یکی صنفی و دیگری اعتراضی به انجمن امنیتی دانشگاه.&lt;br /&gt;این گردهمایی اعتراضی از ساعت ۱۱ روز سه شنبه در حالی شکل می گرفت که تنها شرکت کنندگان آن دانشجویان ۸۷ ای دانشگاه بودند. دانشجویان ۸۷ ای دانشگاه نسبت به برگزاری امتحانات پیاپی درس ریاضی اعتراض داشتند. این اعتراض در حالی صورت گرفت که پیگیری های هفته های پیش دانشجویان دستاوردی نداشت و دکتر سبط معاون آموزشی رهایی از پیگیری این مسئله شانه خالی کرده بود.&lt;br /&gt;این تجمع در آغاز در روبروی دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر انجام گرفت و ۵ ساعت به طول انجامید. دانشجویان از آغاز خواستار حضور دکتر تشکری -ریاست دانشکده ی ریاضی- بودند، ولی ایشان از حضور در جمع آنها خودداری کرد، ولی در نهایت با اسرار دانشجویان ورودی ۸۷، وی پذیرفت که تیمی از دانشجویان برای مذاکره پیش ایشان بروند. مذاکرات با دکتر تشکری نیز نتیجه ای در بر نداشت. لذا دانشجویان با سر دادن شعار هایی نظیر -اراده ی دانشجو همینه همینه- به گردهمایی خود ادامه دادند تا ثابت کنند بر خواسته ی خود مصم هستند.&lt;br /&gt;دانشجویان در ادامه اعتراض خود به سمت دفتر معاون آموزشی دانشگاه حرکت کردند و در نهایت به سمت دانشکده ریاضی بازگشتند. دانشجویان در حالی به تجمع ۵ ساعته خود خاتمه دادندکه مصرانه تصمیم بر پیگیری آن در روزهای آتی دارند.&lt;br /&gt;گردهمایی دیگری توسط دانشجویان ورودی ۸۵ در ساعت ۱۲ در برابر دفتر انجمن جعلی وابسته به دانشگاه انجام گرفت. این گردهمایی در اعتراض به مطالبی توهین آمیز بود که در خبرنامه این نهاد امنیتی در روز دوشنبه درج گردیده بود. این خبرنامه دانشجویان ورودی ۸۵ ساکن خوابگاه گلشن را فاقد ادب ذکر کرده بود. در پی چاپ این مطالب توهین آمیز، دوشنبه شب دانشجویان خوابگاه گلشن برای برخورد با خبرنامه این نهاد وابسته اقدام به جمع آوری امضاء کردند. در نهایت بنا بر این نهادند که در روز سه شنبه به مقابل دفتر این نهاد بروند. دانشجویان در حالی که شعار می دادند - انجمن بسیجی تعطیل باید گردد- انجمن با غیرت ما اومدیم حمایت- خواستار پاسخ گویی مسئولین بودند.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-1181153353986004694?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/1181153353986004694/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=1181153353986004694' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1181153353986004694'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1181153353986004694'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_7638.html' title='گردهمایی اعتراضی دانشجویان پلی تکنیک'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-9132749917547192776</id><published>2008-11-27T21:45:00.001+03:30</published><updated>2008-11-27T21:46:08.553+03:30</updated><title type='text'>فراخوان گزارشگران در دفاع از هژیر پلاسچی هر اقدامی ضروری است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به فعالين سياسي - اجتماعي، فرهنگي، رسانه ها،  سازمانها و ارگان هاي پشتيبان حقوق انساني!&lt;a id="more" name="more"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;هژیرپلاسچی عضوکانون نویسندگان ایران، روزنامه نگار، عضو شورای  گزارشگران حقوق بشر، عضو کمیته ء ضد سانسور، عضو شورای مرکزی کمیته دفاع از زندانیان کوی دانشگاه تهران و عضو کمپین یک ملیون امضاء که سالها در راه آزادی بیان و قلم وحقوق اولیه ء آحاد جامعه مبارزه کرده است و از سال 1377  به اینسو بارها زندانی و تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطائی رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته، بدلیل تهدید های جانی مکرر  ونداشتن هيچگونه امنیت جانی مجبور به ترک کشورشده است. &lt;br /&gt;او هم اکنون درکشور آلمان در مقر متقاضيان  پناهندگي  بسرمی برد  وهر آن احتمال دارد که به ایران دیپورت شود.&lt;br /&gt;سابقه ء مبارزاتی هژیر پلاسچی، مصاحبه های او با رادیوها، کانالهای تلویزیونی وسایت های متعدد، فعالیت های قلمی وقدمی او در دفاع از آزادی وکرامت انسانی همه ء آزادیخواهان وطرفداران دمکراسی وبرابری برهمگان روشن است. &lt;br /&gt;این وظیفه ء ما وهمه ء طرفداران آزادی وبرابرحقوقی مردم ایران است که با اقدام به موقع از  بازپس فرستادن او به ایران پيشگيري كنيم  و نگذاریم بار دیگر او و  امثال او بدست جلادان حاکم گرفتار آیند. ازاینرو همگان را به دفاع از حقوق هژیر پلاسچی بعنوان یک آزادیخواه پناهجو فرا می خوانیم.  &lt;br /&gt;سايت گزارشگران&lt;br /&gt;26.11.2008  &lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.gozareshgar.com/"&gt;www.gozareshgar.com&lt;/a&gt;   &lt;br /&gt;براي حمايت از اين فراخوان با ادرس زير تماس حاصل فرمائيد &lt;br /&gt;' );&lt;br /&gt;//--&gt;\n&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:info@gozareshgar.com"&gt;info@gozareshgar.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;' );&lt;br /&gt;//--&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;This e-mail address is being protected from spam bots, you need JavaScript enabled to view it&lt;br /&gt;' );&lt;br /&gt;//--&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;     &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-9132749917547192776?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/9132749917547192776/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=9132749917547192776' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/9132749917547192776'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/9132749917547192776'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_9077.html' title='فراخوان گزارشگران در دفاع از هژیر پلاسچی هر اقدامی ضروری است'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-9128246687901116437</id><published>2008-11-27T00:37:00.002+03:30</published><updated>2008-11-27T00:46:41.530+03:30</updated><title type='text'>حکومت نظامی اعلام نشده در شهر کامیاران</title><content type='html'>jomhori-eslami.blogfa.com  azady-barabary.org&lt;br /&gt;اگر دقت بکنیم می بینیم که اعدام باعث چه تشدیداتی می شود و تناقضاتی که حکومت موجب آن می شود با اعدام حل نمی شود حال چرا جمهوری اسلامی ایران اعدام می کند؟هدف چیست؟وچه باید کرد؟&lt;br /&gt;هدف جمهوری اسلامی ایجاد رعب و وحشت در جامعه است و جلوگیری از  اعتراض مردم معترض؛خوانواده های دانشجویان معترض اگر به فرزندانشان در صفوف مبارزات بپیوندند از اعدام فرزندانشان جلوگیری می شود(همانگونه که در مسائل پیش آمده در 16آذر امسال دیدم) حال اگرجنبش های آزادیخواهانه کوتاه بیایند و بخواهند با توسل به این که باانجام ندادن کاری، دیگر اعدام سیاسی حداقل پیش نمی آید چه می شود؟&lt;br /&gt;امکان دارد شما را برای این که پشت سر یک دختر راه می رفتید اعدام کنند!! یا که برای این که گفته اید من حقم را می خواهم تیرباران شوید و هیچ جنبشی هم باری حمایت از شما وجود ندارد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-9128246687901116437?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/9128246687901116437/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=9128246687901116437' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/9128246687901116437'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/9128246687901116437'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_915.html' title='حکومت نظامی اعلام نشده در شهر کامیاران'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-3712655030769934628</id><published>2008-11-27T00:24:00.003+03:30</published><updated>2008-11-27T21:45:00.554+03:30</updated><title type='text'>ابهام در باره ی نهاد بازداشت کننده ی چهار دانشجوی دانشگاه علامه</title><content type='html'>خبر را می توانید در این دوسایت ببینید:jomhori-eslami.blogfa.com azady-barabary.org&lt;br /&gt;مهدیه گلرو، صادق شجاعی، سعید فیض‌الله و مجید درْی از صبح روز شنبه، دوم آذرماه، دست به تحصن در محوطه‌ی دانشکده ادبیات دانشگاه علامه زدند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، شنبه شب، ماموران حراست دانشگاه، دانشجویان متحصن را با ضرب و شتم از دانشگاه بیرون کردند، اما صبح روز بعد، دانشجویان بار دیگر با سختی وارد دانشگاه شده و تحصن خود را ادامه دادند.&lt;br /&gt;تفسیر خبر :&lt;br /&gt;وقتی گفته می شود که 4دانشجو از تحصیل محروم شده اند طبیعتا به اعتراض به این حکم بر خواهند خواست و از حق خود دفاع می کنند اما دستگیری آن ها به این بر می گردد که آن ها خواستار حق خود بودند&lt;br /&gt;اکنون سوال ما این است&lt;br /&gt;چرا نهاد دستگیر کننده تا زمانی طولانی مشخص نیست؟&lt;br /&gt;جواب این است :&lt;br /&gt;برای این که اگر من را به صورت بسیار محترمانه به قتل برسانند یا تیر باران یا که اعدام در راه نظام کنند هیچ نهادی زیر سوال نرود واگر خدای ناکرده مشکلی پیش آمد کار ارازل و اوباش است و دولت باید کار خود را برای دستگیری ارازل و ا.باش شدت ببخشد اما یک جواب دیگری هم وجود دارد آن ها احتمال دارد فقط بخواهند برای مدت کوتاهی نگاه دارند آن اشخاص را و به همین دلیل نمی خواهند جو سیاسی و نظامی و امنیتی کشور را خراب کنند&lt;br /&gt;معمولا تفسیراتی که در این جا انجام می شود بسیار کوتاه است و اگر کسی خرده ای بر این تفسیر ها گرفت می تواند میل بزند به(&lt;a href="mailto:chapradikal@yahoo.com"&gt;chapradikal@yahoo.com&lt;/a&gt;) برای انتشار خرده اش و جواب به آن یا که در وبلاگ نظر بدهد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-3712655030769934628?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/3712655030769934628/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=3712655030769934628' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3712655030769934628'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/3712655030769934628'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_27.html' title='ابهام در باره ی نهاد بازداشت کننده ی چهار دانشجوی دانشگاه علامه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-8251777418636684551</id><published>2008-11-25T22:47:00.000+03:30</published><updated>2008-11-25T22:49:57.301+03:30</updated><title type='text'>پس از گذشت یک سال ، پرونده ی فرهاد به شعبه ی پانزده دادگاه انقلاب ارجاع داده شد !</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;نزدیک به یک سال از نگهداری فرهاد ، بلاتکلیف و بی تعیین قرار وثیقه در بند ۲۰۹ می گذرد !&lt;br /&gt;تاریخ برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات&lt;br /&gt;فرهاد حاجی میرزایی&lt;br /&gt; دوازدهم بهمن سال جاری تعیین شد !&lt;br /&gt;بیش از ده ماه است که فرهاد حاجی میرزایی ، فعال مدنی ، در شرایط بسیار بد جسمی و بلاتکلیف در بند 209 زندان اوین بسر می برد . فرهاد حاج میرزائی 28 دی ماه 1386 در شهر سنندج دستگیر شد و پس از مدتی زندانی بودن در سنندج به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد .&lt;br /&gt;به تازگی ، به فرهاد حاج میرزائی و خانواده وی اطلاع داده شده که پرونده ی او به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب - به ریاست آقای صلواتی - ارسال گردیده و دادگاه وی روز دوازدهم بهمن ماه برگزار خواهد شد .&lt;br /&gt;خانواده ی فرهاد حاجی میرزایی ، جمعی از فعالین حقوق بشر ، فعالین سیاسی و کارگری ، ضمن ابراز نگرانی شدید خود از چگونگی شرایط نگهداری فرهاد حاجی میرزایی در زندان و نظر به طولانی شدن مدت بازداشت وی و تمدید های غیرقانونی و مکرر قرار بازداشت وی ٬ درخواست خود را مبنی بر آزادی هرچه سریع تر فرهاد حاجی میرزایی اعلام می دارد . &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-8251777418636684551?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/8251777418636684551/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=8251777418636684551' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/8251777418636684551'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/8251777418636684551'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_6900.html' title='پس از گذشت یک سال ، پرونده ی فرهاد به شعبه ی پانزده دادگاه انقلاب ارجاع داده شد !'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-1948870907424431836</id><published>2008-11-25T22:08:00.000+03:30</published><updated>2008-11-25T22:09:00.998+03:30</updated><title type='text'>تجمع اعتراضي جمعی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سيناي همدان در دانشکده ی کشاورزی و علوم پایه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;امروز سه شنبه 5 آذر بيش از 200 نفر از دانشجویا ن دانشگاه بوعلی سیناي همدان دست به يك تجمع اعتراضي زدند . در این اعتراض دانشجویان از رییس امور فرهنگی ”سجادی پور” خواستند که نسبت به برنامه های اخذ شده و عملی شده سریعا تجدید نظر کند و ”برد” بچه های انجمن را که به دستور شخص ایشان غیر قانونی و بدون مجوزبه سرقت رفته بازگردانند. ساعت 11 صبح امروز چند نفر از اعضای انجمن برای پس گرفتن حقوق پایمال شده ی خود به ساختمان مرکزی واحد فرهنگی رفتند که متاسفانه با توهین سجادی پور مواجه شدند, این در حالی بود که به گفته ی دانشجويان اين آقا با صدای بلند گفته : هر غلطی که می خواهید انجام بدهید! این گونه رفتار از ریس امور فرهنگی دانشگاه بوعلی سینا نشان از بی فرهنگی سجادی پور و اشتباه زلفی گل ( ريئس دانشگاه ) در انتخاب مهره هایش ميباشد . همچنين دانشجويان نسبت به توهين هايي كه دراين پروسه به دانشجويان شده بود معترض بودند آنها به تفكيك كانون فيلم دانشگاه و عدم اجازه برگزاري كلاسهاي آموزش زنان تركي وكردي نيز معترض بودند . اين تجمع با حضور گسترده نيروهاي حراست متفرق شد .بلافاصله چند تن از برگزار کنندگان اصلی که همان اعضای انجمن بودند به دفتر حراست منتقل شدند. در خاتمه سیاوش حاتم با صدای بلند عنوان کرد که چنانچه اموال مسروقه ی دفتر را به اعضای این انجمن بازنگردانید تجمع اعتراض آمیز گسترده ای را در تمام دانشکده ها در هفته ی بعد انجام خواهیم داد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-1948870907424431836?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/1948870907424431836/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=1948870907424431836' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1948870907424431836'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1948870907424431836'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_5211.html' title='تجمع اعتراضي جمعی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سيناي همدان در دانشکده ی کشاورزی و علوم پایه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-797905898371328093</id><published>2008-11-25T22:07:00.001+03:30</published><updated>2008-11-25T22:07:49.909+03:30</updated><title type='text'>تحصن دانشجویان دانشکده خبر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دانشجویان دانشکده خبر ظهر روزسه شنبه 5 آذردر اعتراض به سیاست های مدیریتی غلط دراین مرکز آموزشی تجمع کردند. این دانشجویان که تعدادشان از مرز یکصد نفرنیز گذشته بود از وضعیت اسفناک صنفی و آموزشی دانشکده خبر به شدن متاثربوده و خواستار استعفای رئیس و معاونین دانشکده شدند. در این تجمع ارام که در محل غذاخوری دانشکده برگزار شد چند تن از دانشجویان به ذکر مشکلات و ناهنجاریهای دانشجویی پرداختند. دانشجویان معترض نارضایتی خود را از سطح نازل استادان دانشکده، مشخص نبودن سرفصل دروس، نامناسب بودن ساختمان دانشکده، لغو مجوز انجمن دانشجویان، توقیف نشریات و دیگر معضلات صنفی و رفاهی اعلام نمودند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-797905898371328093?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/797905898371328093/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=797905898371328093' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/797905898371328093'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/797905898371328093'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_8538.html' title='تحصن دانشجویان دانشکده خبر'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-7508378517674716469</id><published>2008-11-25T22:05:00.000+03:30</published><updated>2008-11-25T22:06:14.120+03:30</updated><title type='text'>دانشگاههاي كردستان در آستانه 16 آذر تبديل به يك پادگان نظامي شده اند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بنا بر اخبار دريافتي از خبرنگار آژانس ايران خبر ,اقدامات امنیتی در مراکز دانشگاهی کردستان بخصوص در دانشگاه کردستان که مرکز ثقل حنبش دانشجویی در استان کردستان محسوب می شود از اوایل هفته جاری تشدید شده است . افزاش تعداد ماموران حراست بخصوص مقابل درب ورودی دانشگاهها با هدف کنترل شدید و جلوگیری از ورود افراد غیر دانشجو و دانشجویان سایر دانشگاهها از جلوه های بارز اقدامات امنتی است که عمدتا با هدف جلوگیری از بروز هرگونه فعالت دانشجویی به مناسبت 16آذر صورت گرفته است . ماموران حراست به دقت و با وسواس زیاد و پس از شناسایی کامل به دانشجویان اجازه ورود به دانشگاه را می دهند و در این عرصه کنترل بحدی است که برای ورود دانشجو به دانشگاه باید دقایق طولانی به بازجویی ماموران حراست تن داد. حراست دانشگاه کردستان با هماهنگی رییس دانشگاه بخشنامه ای صادر کرده که در آن تاکید شده به هیج خبرنگاری اجازه ورود به دانشگاه ندهند. ترس از برگزاري تجمع و يا حركات اعتراضي در آستانه 16 آذر در ماموران سركوبگر امنيتي و حراست به حدي است كه حتي خبرگزاري و روزنامه هاي وابسته دولتي كه خود براي درج اخبار آنهم همسو با نظام از هزار فيلتر رد ميشوند نيز شامل حال اين بخشنامه مي شوند به نحوي كه این بخشنامه شامل حال خبرنگار خبرگزاری حمهوری اسلامی که رسانه رسمی دولت است نیز گردید و ماموران به خبرنگار ایرنا هم به رغم هماهنگیهای انجام شده اجازه ورود به دانشگاه را ندادند این در حالیست که هنوز 10روز به 16آذر باقیمانده است . بگفته داشجویان دانشگاه کردستان ماموران حراست به صورت 24ساعته در محوطه دانشگاه و حتی خوابگاههای دانشگاه نیز حضور مستمر دارند و هر گونه تجمع دوستانه را نیز به مسوولان دانشگاه گزارش می دهند. سلف سرویس از دیگر اماکن دانشگاهی است که در روزهای اخیر به شدت و علنا به كنترل ماموران حراست برای جلوگیری از گفتگوهای دوستانه جمعی دانشجویان در آمده است . در بوفه دانشگاه کردستان نیز حتی به طور دائم دو مامور حراست مستقر است و حتي مانع از توقف لحظه ای دانشجویان می شوند. بگفته دانشجویان دانشگاه کردستان از اوایل هفته جاری, دانشگاه کاملا حالت پادگانی پیدا کرده و هیچ شباهتی به یک مرکز فرهنگی و آموزشی ندارد. وضعیت در دانشگاه آزاد اسلامی سنندج نیز بهتر از دانشگاه کردستان نیست . رییس این دانشگاه شاهین فکور که سابقه ساواکی بودن از طرف پدر را نیر در کارنامه خود دارد با هماهنگی حراست دانشگاه مقررات جدیدی اعمال کرده که دانشجویان و بحصوص دانشجویان دختر را به ستوه آورده است . ماموران حراست این دانشگاه با یونیفرم آبی رنگ علنا با هتاکی و بد دهنی مانع زا توقف کوتاه دانشجویان در اطراف در ورودی دانشگاه در خیابان پاسداران و داحل محوطه دانشگاه می شوند.. در این دانشگاه دانشجویان حتی اجازه نشستن روی نیمکت محوطه دانشگاه را نیز ندارند و با شخص خاطی به شدت برخورد می شود. دانشجویان دانشگاهها می دانند که این همه مقررات بی مورد و تنگناهایی که ایجاد شده عمدتا با هدف ایحاد رعب و وحشت در دانشجویان و در کنترل داشتن اوضاع عمومی دانشگاه به اجرا گذاشته شده است و با توجه به مقررات تحمیلی و فشارهای امنیتی موحود هنوز هیچیک از تشکلهای دانشجویی دانشگاههای کردستان برنامه های خود را برای 16آذر اعلام نکرده اند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-7508378517674716469?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/7508378517674716469/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=7508378517674716469' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7508378517674716469'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7508378517674716469'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/16.html' title='دانشگاههاي كردستان در آستانه 16 آذر تبديل به يك پادگان نظامي شده اند'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-6168364158536421492</id><published>2008-11-25T22:03:00.000+03:30</published><updated>2008-11-25T22:04:28.326+03:30</updated><title type='text'>صدور بیش از 40 حکم انضباطی برای دانشجویان علم و صنعت و مخصوصا دختران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;در طی روزهای اخیر و علی الخصوص پس از واقعه ی آتش سوزی، احضارها به کمیته ی انضباطی شدت گرفته و گفته می شود تمام افرادی که به این کمیته احضار شده اند حکم خورده اند. اکثر دانشجویانی که به این کمیته احضار شده اند، ورودی سال 86 و 87 بوده اند. به اکثر آنها که از دختران هستند گفته شده که به عللی نظیر بدحجابی یا شادی و سر و صدا و رقص در خوابگاه توبیخ می شوند. این در حالی ست که اکثر این دانشجویان از کسانی بوده اند که به تازگی فعالیت دانشجویی خود را با نوشتن مقالات کوچک در نشریات یا حضور عادی در تجمع اخیر شروع کرده بودند. تحلیل دانشجویان این است که دانشگاه قصد دارد با ترساندن دانشجویان ورودی جدید، آنها را از دایره ی فعالیت دانشجویی دور نگهدارد. تعدادی از این دانشجویان نیز اخیرا توسط گشت ارشاد مورد سوال قرار گرفته بوده اند و وقتی اعلام کرده بودند که دانشجو هستند، گشت ارشاد با دریافت مشخصات دانشجویی آنها، با دانشگاه ارتباط برقرار کرده و کمیته ی انضباطی نیز با آنان برخورد شدید کرده است. البته یکی از نکات مهم تعداد کم دانشجویان سالهای آخر در بین احضار شدگان به کمیته ی انضباطی است. از حدود 40 نفری که گفته می شود محکوم شده اند، تنها چند نفر دانشجویان سالهای آخر هستند که البته یکی از آنها که به تازگی دوره ی لیسانس را تمام کرده و با سهمیه ی دانشجوی ممتاز وارد دوره ی فوق لیسانس شده بود حکم اخراج دریافت کرده است. نزدیکان وی می گویند وی از دلیل اخراج خود اظهار بی اطلاعی نموده است. گفتنی ست فرد مورد نظر حتی از ورود به دانشگاه نیز منع شده است. ممنوع الورود این خانم از فردای آتش سوزی اعمال شده است. به نظر می رسد چیزی فراتر از حجاب دلیل اخراج وی باشد زیرا با وجود اعلام این دلیل به ایشان از سوی کمیته ی انضباطی، وضعیت حجاب وی معمولی بوده است. به نظر می رسد دانشگاه فاز جدیدی از سیاست برخورد با دانشجویان را آغاز نموده است، آنجا که دانشجویان تازه وارد با احکام شدید انضباطی (که گاهی حتی مفهوم آن را نمی دانند) مواجه شده اند و دانشجویان فعال سال های آخر نیز می شنوند که ستاره دار خواهند شد. این عین گفته ی معاون حراست به یکی از دانشجویان فعال است که در حال مطالعه برای کنکور فوق لیسانس است. وی که مدت زیادی ست از فعالیت دانشجویی دور مانده و عمده ی وقت خود را صرف مطالعه برای کنکور می کند، در گفتگو با معاون حراست از وی شنیده است که "او هم مانند بسیاری دیگر از دانشجویان فعال احتمالا از تحصیل در مقطع فوق لیسانس محروم خواهد ماند". ظاهرا سیاست جدید بر مبنای ترساندن دانشجویان از عدم امکان ادامه ی تحصیل در سال های پیش رو بنا شده است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-6168364158536421492?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/6168364158536421492/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=6168364158536421492' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/6168364158536421492'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/6168364158536421492'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/40.html' title='صدور بیش از 40 حکم انضباطی برای دانشجویان علم و صنعت و مخصوصا دختران'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-5558592386682136171</id><published>2008-11-25T21:58:00.002+03:30</published><updated>2008-11-25T22:03:18.711+03:30</updated><title type='text'>گفت‌وگوی اختصاصی آژانس ايران خبر با صادق شجاعی، دانشجوی متحصن دانشگاه علامه طباطبایی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;هم ‌قسم شده‌ایم و به تحصن ادامه می‌دهیم می‌خواهند از دانشجویان زهرچشم بگیرند از ظهر روز شنبه به دانشكده ادبیات رفته‌اند تا در بین دانشجویان و هم‌كلاسی‌هایشان سخن بگویند. سخن بگویند از آنچه كه به‌خاطر انتقاد به سرشان آورده‌اند و از محرومیتشان از تحصیل. اجازه ورودشان را به دانشگاه نمی‌دادند و به زخمت وارد. وارد شدند و از دیكتاتوری گفتند و و تنگ‌نظری‌ها و برخوردها. و مظلومیتشان را در میان جو امنیتی دانشگاه فریاد زدند. صادق شجاعی، یكی از دانشجویان متحصن دانشگاه علامه طباطبایی كه به همره مجید دری، مهدیه گلرو و سعید فیض‌اللهی برای بازگشتش به دانشگاه خود، دست به تحصن زده است از وقایع دانشگاه می‌گوید. این گفت‌وگو را كه در میانه تحصن و اعتراض دانشجویان صورت گرفت، بخوانید: آقای شجاعی! لطفا ابتدا از روند محرومیت خودتان از تحصیل بگویید. من هم به همراه دیگر دانشجویان منتقد دانشگاه علامه كه در سال 85 و در پی برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان و اعتراض به دولت و همچنین رییس دانشگاه، از تحصیل محروم شدند، دو ترم تعلیق با احتساب سنوات خوردم. كمیته انضباطی كه اول خردادماه من را احضار كرده بود اجرای این حكم را به ترم بعد موكول كرد و اجازه داد كه من امتحانات آن ترمم را بدهم. البته مهدیه گلرو و مجید دری از همان ترم ممنوع‌الورود شدند. تنها در آن سال نزدیك به چهل نفر از دانشجویان احكام تعلیق خوردند و از تخصیل محروم شدند. آیا پس از آن اعتراضی به احكام صادرشده داشتید؟ بله؛ همان سال بارها اعتراض كردیم و تحصن‌هایی در دانشگاه برگزار شد. اما پس از تحصن آبان‌ماه سال سال 86 كه در دانشكده ارتباطات برگزار شد، من و تعداد دیگری از بچه‌ها باز هم حكم محرومیت از تحصیل خوردیم كه من در آن ترم در حالی كه دوران تعلیق دو ترمم را سپری می‌كردم، دو ترم دیگر هم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات خوردم. باز هم اعتراض كردیم. ما اعتراض را حق خودمان می‌دانیم. تشكل مستقل دانشجویی كه بی‌دلیل از ما گرفتند و لغو مجوز كردند را حق خودمان می‌دانیم. رییس مستبد دانشگاه، آیت‌الله شریعتی، به بدترین شكل ممكن با ما برخورد كرد و از دو سال پیش تا كنون بارها به كمیته انضباطی و حراست و حتی دادسرای امنیت احضار شده‌ایم. چندین بار خواستار دیدار با شریعتی شدیم و دو بار هم به او نامه نوشتیم اما او به هیچ وجه حتی حاضر به دیدن ما نیست. فكر می‌كنی دلیل این شدت برخود چیست؟ چرا حاكمیت ترجیح می‌دهد كه اینگونه با دانشجویان برخورد كند؟ دلیل برخوردها مشخ است. آنها از دانشجویان منتقد و دانشجویی كه نسبت به ضعف‌ها اعتراض كند می‌ترسند. آنها دانشجوی مطیع می‌خواهند كه سرش را پایین بیاندازد و درس بخواند. اما ما به آنها ثابت كرده‌ایم كه دانشجو نمی‌تواند آرام بگیرد. نمی‌تواند ضعف‌ها را ببیند و انتقاد نكند و هیچ نگوید. ما دانشجوییم و دانشجو در ذاتش انتقاد وجود دارد. مسئولان می‌خواهند با برخوردهای ضربتی و تند، ما را از ادامه اعتنراضاتمان منصرف كنند و همچنین دیگر دادنشجویان را نیز بترسانند كه اگر شما نیز حرفی بزنید و اعتراضی بكنید همین برخورد با شما صورت می‌گیرد. یعنی از این طرق از دیگر دانشجوها هم زهرچشم می‌گیرند. آیا موفق شده‌اند؟ در مورد خودمان و فعالان دانشجویی كه با اطمینان یم‌گویم موفق نشده‌اند بلكه عزم ما را نیز جزم‌تر كرده‌اند. در رابطه با دیگر دانشجویان هم باید بگویم چون دانشجوها تحت فشار هستند مسئولان دانشگاه و حراست بدترین برخوردها را با دانشجویان می‌كنند و دانشجوها معترض هستند. دانشجویان آماده‌اند و این برخوردها البته باید گفت كه برعده كمی هم تاثیر داشته است و برخی شاید بخواهند در این فضا حرفی نزنند. در مورد تحصنتان در دانشكده ادبیات و فضای این دانشكده هم توضیح بدهید؟ من و مجید دری و مهدیه گلرو و سعید فیض‌اللهی از طهر روز شنبه تحصنمان را در دانشكده ادبیات دانتشگاه علامه طباطبایی آغاز كردیم و خواستار بازگشت به خانه خودمان، دانشگاه، شدیم. ما می‌خوستیم به دانشجویانی كه شاید در جریان محرومیت ما از تحصل نباشد، بلایی كه به‌خاطر انتقاد به سرمان آوردند را بگوییم و توضیح دهیم. خواسته ما از مسئولان دانشگاه بازگشت به دانشگاه است. روز اول با صحبت در بین دادنشجویان همه را در جریان قرار دادیم. نیروهای حراست بارها ما را تهدید به برخورد كردند اما ما به تحصنمان ادامه دادیم تا اینكه ساعت 1 بامداد حدود 20 نفر از ماموران حراست به سرمان ریختند و با ضرب‌وشتم و فحاشی بیرونمان انداختند. این در حالی بود كه چند ساعت قبل نماینده رییس دانشگاه پیش ما آمد و با قول همكاری، به ما گفت كه موضوع را پیگیری می‌كند وتا یك ساعت دیگر اطلاع می‌دهد كه البته خبری از او نشد. ما اما روز یكشنبه دوباره به دانشگاه برگشتیم و به تحصنمان ادامه دادیم. در روز دوم حمایت دانشجویان بیشتر بود و تریبون آزاد نیز برگزار كردیم. روز دوم هم تحصن تا عصر ادامه پیدا كرد اما مسئولان دانشگاه با بستن تمام درهای ساختمان و همینطور در دستشویی، و قطع كردن آب دانشكده، قصد داشتند كه ما را مجبور كنند به‌خاطر سرما و نبود آب و دستشویی به تحصنمان پایان دهیم اما اینجنین نشد تا اینكه بامداد روز دوشنبه نیروهای حراست در حالی كه خوابیده بودیم بر سر ما ریختند و با ضرب‌وشتم بیرونمان انداختند. آنها مهدیه گلرو را در حالیكه خوابیده بود كشان‌كشان با پتو كشیدند و بیرون انداختند. بیرون از دانشگاه هم یك خودروی نیروی انتظامی ما را به خیابان‌های اطراف برد و رها كرد. ما حدود ساعت 11 دوباره برگشتیم و می‌خواستیم وارد شویم كه دیدیم درها را قفل كرده‌اند و اجازه ورود هیچ دانشجویی را نمی‌دهند. تعدادی از دانشجوها داخل بودند و تعدادی هم بیرون كه می‌خواستند وارد شوند. نیروهای امنیتی و انتظامی هم در اطراف دانشكده ادبیات پرسه می‌زدند و هماهنگی كامل بین نیروهای امنیتی و مسئولان دانشگاه وجود داشت. در نهایت حدود ساعت 1 بعد از ظهر حدود 150 دانشجو در حالی كه 25 نیروی حراست پشت درب جنوب بودند در را شكستند و با خواندن سرود یار دبستانی من وارد دانشگاه شدند. ما هم وارد شدیم و با حضور بیش از 400 دانشجو به تحصن خود ادامه دادیم و تریبون آزاد گسترده‌ای هم با حضور دانشجویان برگزار شد. آیا می‌خواهید به تحصن ادامه دهید؟ ما هم‌قسم شده‌ایم كه تا بازگشتمان به دانشگاه به تحصنمان ادامه دهیم. رییس دانشگاه باید تعهد كتبی دهد كه بدون هیچ قید و شرطی ما را به دانشگاه برگزداند. این تنها شرط ما برای پایان تحصن است. در حال حاضر جو دانشكده با وجود حضور نیروهای امنیتی و تعداد زیادی از نیورهای حراست دانشكده‌های مختلف، به نفع مااست و با حمایت دانشجویان، به تحصن خود ادامه می‌دهیم. پایان گفت‌وگوی ما با صادق شجاعی، با سرود «یار دبستانی من» دانشجویان همراه شد، و تحصن همچنان ادامه دارد... &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-5558592386682136171?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/5558592386682136171/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=5558592386682136171' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/5558592386682136171'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/5558592386682136171'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_8510.html' title='گفت‌وگوی اختصاصی آژانس ايران خبر با صادق شجاعی، دانشجوی متحصن دانشگاه علامه طباطبایی'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-19278496719675798</id><published>2008-11-25T21:55:00.002+03:30</published><updated>2008-11-25T21:58:13.923+03:30</updated><title type='text'>مهدیه گلرو، یكی از دانشجویان متحصن دانشگاه علامه از سوی نیروهای امنیتی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;مهديه گلرو&lt;br /&gt;گلرو در گفت‌وگو با خبرنگار آژانس ایران خبر گفت: امروز وقتی برای ورود به دانشكده و ادامه تحصن به مقابل دانشكده رفته بودیم در حالی كه ماموران امنیتی و حراست در را بسته بودند بین ما و نیروهای امنیت درگیری به وجود آمد كه یكی از مامورها به شدت من را مورد ضرب‌وشتم قرار داد و زیر گوشم زد كه با دخالت دیگر دانشجوها مامور ضارب بلافاصله محل را ترك كرد. وي در ادامه افزود: در صورتی كه دانشجویان نبودند و حمایت نمی‌كردند ماموران امنیتی به‌طور قطع با همه ما برخورد بسیار خشونت‌بارتری می‌كردند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-19278496719675798?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/19278496719675798/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=19278496719675798' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/19278496719675798'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/19278496719675798'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_7450.html' title='مهدیه گلرو، یكی از دانشجویان متحصن دانشگاه علامه از سوی نیروهای امنیتی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-8949841301649994361</id><published>2008-11-25T21:53:00.001+03:30</published><updated>2008-11-25T21:55:16.230+03:30</updated><title type='text'>خانواده هاي دانشجويان متحصن علامه به آنها پيوستند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خانواده دانشجويان متحصن علامه به آنها پيوستند&lt;br /&gt;خانواده دانشجويان متحصن علامه به آنها پيوستند&lt;br /&gt;خانواده هاي چهار دانشجوي متحصن دانشگاه علامه طباطبايي به آنها پيوستند. براساس اين گزارش، پدر و مادر مجيد دري، همسر و خواهر مهديه گلرو، مادر و خواهر سعيد فيض‌اللهي و همسر و خواهر صادق شجاعي براي حمايت از اعضاي محروم از تحصيل خانواده شان , به آنها پيوستند. تعدادي از آنها موفق به ورود به دانشكده ادبيات شده و در كنار آنها متحصن شده‌اند و آنهايي كه موفق به ورود نشده‌اند در مقابل درب دانشكده متحصن شده‌اند. دانشجويان متحصن اعلام كرده‌اند كه در صورت ادامه برخوردهاي خشونت‌بار نيروهاي امنيتي و حراست به‌ويژه در نيمه‌هاي شب، دست به اعتصاب غذا چه در دانشگاه و چه در زندان خواهند زد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-8949841301649994361?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/8949841301649994361/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=8949841301649994361' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/8949841301649994361'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/8949841301649994361'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_8224.html' title='خانواده هاي دانشجويان متحصن علامه به آنها پيوستند'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-7211100886722986624</id><published>2008-11-25T21:30:00.001+03:30</published><updated>2008-11-25T21:52:57.566+03:30</updated><title type='text'>تجمع اعتراضي جمعی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سيناي همدان در دانشکده ی کشاورزی و علوم پایه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;بوعلي سينا وتجمع دانشجويان -آرشيو&lt;br /&gt;امروز سه شنبه 5 آذر بيش از 200 نفر از دانشجویا ن دانشگاه بوعلی سیناي همدان دست به يك تجمع اعتراضي زدند . در این اعتراض دانشجویان از رییس امور فرهنگی ”سجادی پور” خواستند که نسبت به برنامه های اخذ شده و عملی شده سریعا تجدید نظر کند و ”برد” بچه های انجمن را که به دستور شخص ایشان غیر قانونی و بدون مجوزبه سرقت رفته بازگردانند. ساعت 11 صبح امروز چند نفر از اعضای انجمن برای پس گرفتن حقوق پایمال شده ی خود به ساختمان مرکزی واحد فرهنگی رفتند که متاسفانه با توهین سجادی پور مواجه شدند, این در حالی بود که به گفته ی دانشجويان اين آقا با صدای بلند گفته : هر غلطی که می خواهید انجام بدهید! این گونه رفتار از ریس امور فرهنگی دانشگاه بوعلی سینا نشان از بی فرهنگی سجادی پور و اشتباه زلفی گل ( ريئس دانشگاه ) در انتخاب مهره هایش ميباشد . همچنين دانشجويان نسبت به توهين هايي كه دراين پروسه به دانشجويان شده بود معترض بودند آنها به تفكيك كانون فيلم دانشگاه و عدم اجازه برگزاري كلاسهاي آموزش زنان تركي وكردي نيز معترض بودند . اين تجمع با حضور گسترده نيروهاي حراست متفرق شد .بلافاصله چند تن از برگزار کنندگان اصلی که همان اعضای انجمن بودند به دفتر حراست منتقل شدند. در خاتمه سیاوش حاتم با صدای بلند عنوان کرد که چنانچه اموال مسروقه ی دفتر را به اعضای این انجمن بازنگردانید تجمع اعتراض آمیز گسترده ای را در تمام دانشکده ها در هفته ی بعد انجام خواهیم داد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-7211100886722986624?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/7211100886722986624/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=7211100886722986624' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7211100886722986624'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7211100886722986624'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_25.html' title='تجمع اعتراضي جمعی از دانشجویان دانشگاه بوعلی سيناي همدان در دانشکده ی کشاورزی و علوم پایه'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-7635883427150427409</id><published>2008-11-24T16:14:00.000+03:30</published><updated>2008-11-24T16:17:00.858+03:30</updated><title type='text'>سیامک امین : بنیان فرودستی زنان در جامعه ی طبقاتی زن به مثابه ابژه ی خشونت روانی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;نخست ما در این نوشته سعی خواهیم کرد تا از خلال یک بررسی تاریخی/اسطوره ای  و قیاس آن به لحاظ فرم/محتوا با جهان کنونی ، به جنبه ای از مسئله ی خشونت، یعنی خشونت روانی روا شونده بر زنان، بپردازیم. سپس و در نتیجه ی همین بررسی، پیش شرط های واقعی و شروط انضمامی حل مسئله را به گونه ای اجمالی مستدل خواهیم کرد.&lt;br /&gt;بنابراین در وهله ی نخست باید دوره ای چند هزار ساله به عقب برگردیم : تا بدانجا که گونه ی انسانی خود را به صورت مشخص متمایز می کند و تاریخ انسان از تاریخ طبیعت بطور کلی، جدا می شود. البته بدیهی است که این انفکاک صرفاً صوری است و بطور دقیق تر تاریخ انسان بخشی از و در هم تنیده با تاریخ طبیعت است؛ به گونه ای که هرکدام بی دیگری یک مفهوم انتزاعی صرف است. به هر جهت ما بررسی خود را از کمی بعد از آن که انسان های نئاندرتال به وجود آمدند، آغاز می کنیم. دراین دوره به گله های انسانی برمی خوریم که دراثرنیازطبیعی به زنده ماندن ومقاومت دربرابر نیروهای تهاجمی طبیعت پدید آمده اند.[1] افزون بر این، این گله ها نخستین تعین جامعه و هم چنین نخستین شکل خانواده هستند.&lt;br /&gt;این موضوع از آن جهت برای ما حائز اهمیت است که مقولات مالکیت و دولت به معنای گسترده، اول بار از دل همین خانواده/جامعه سر برمی آورد. به این بحث باز می گردیم ــ اما گله های انسانی بنابر الگوی طبیعی با محوریت/مرکزیت مادر خانواده شکل گرفتند. این الگوبرداری بسیار ساده است : جنس مؤنث نماد زایش است. و به همین ترتیب تمام نمادهای زایش و باروری مؤنث هستند : از خورشید گرفته تا آفرودیت. تنها بعدها و در جامعه ی طبقاتی است که به موازات آفرودیت، دیونیزوس مذکر نماد باروری می شود و درواقع دیونیزوس را تنها می توان گونه ی مجعول آفرودیت تصور کرد.&lt;br /&gt;این خانواده ی ابتدائی بیان ملموس تقسیم کار طبیعی، تقسیم کار بر پایه ی جنسیت، می باشد و با توسعه ی تقسیم کار و پدید آمدن تقسیم کار مادی/ ذهنی بتدریج ازهم می پاشد و دیگرگون می شود. به بیان دیگر، این شکل خانواده تنها می تواند برمبنای تقسیم کار زن/مرد وجود داشته باشد. این نوع تقسیم کار به نوبه ی خود مولد نخستین شکل خشونت روانی علیه زن است : در این نظام زن بنا به موقعیت محوری اش، به جنس لطیف/ زیبا بدل می شود و هم چنین در مقام ابژه ی عشق قرار می گیرد ــ و بدین گونه نطفه ی خشونت روانی شکل می بندد؛ چرا که سپس تر و در جامعه ی طبقاتی با سلب محوریت از زن، و باقی ماندن صرفاً عناوین لطیف/ زیبا و «مقام» دوست داشته شدن برای او، زن در خانه حبس و از فرایند تکامل تاریخ بشـــر حذف می شود.  جامعه ی طبقاتی مردسالار با اعـطای مدال لطیف/ زیبا به زن، در واقع او را به مقام موجود پست تنزل می دهد ــ به  این صورت تبعیض جنسی که قبلاً پیش شرط های امکان اش دردل نظام مادرشاهی مهیا شده بود، به مثابه اولین شکل خشونت روانی علیه زن، موجودیت می یابد.&lt;br /&gt;پیش تر گفتیم که مالکیت و دولت برآمده از درون خانواده ی ابتدائی می باشند ــ مالکیت در واقع روی دیگر تقسیم کار است : « در حالی که تقسیم کار متوجه خود کار است، مالکیت به محصول کار اشاره دارد ». [2] ــ بین گله های انسانی که ذکر شد، اغلب جنگ درمی گرفت. نتیجتاً بین گله های ضعیف در مقابل قوی ترها اتحادی شکل گرفت و بدین ترتیب قبیله ها پدید آمدند. نخستین شکل مالکیت در واقع مالکیت قبایل بر زمین/ قلمرو بود. هم زمان تقسیم کار مادی/ ذهنی در شرف تکوین بود و بنابراین تا شکل گرفتن مالکیت خصوصی و فروپاشی نظام مادرسالار مدت زیادی نمی پایید. نظام قبیله ای مادرسالار، از یک سو افتادن کلیت نظام مادرسالاری در سراشیبی سقوط، و از سوی دیگر خیزش دولت/ مذهب بود و اساساً نظام قبیله ای را باید اولین شکل دولت دانست. این هم زمانی موجد شرایطی  شد که زن به مثابه ابژه ی قدرت قلمداد شود. این موقعیت زن در سراسر جامعه ی طبقاتی پابرجا مانده است ــ از یک سو و در بعد فردی، با شکل گرفتن خانواده ی پدرسالار، زن که هم زمان به کنج خانه تبعید شده بود، هم چون تمامی وسایل خانه، به مثابه کالایی تحت مالکیت مرد در آمد و بدین گونه مفهوم ناموس شکل گرفت؛ از سوی دیگر و در بعد اجتماعی، قلمروی قبیله که صرفاً بعنوان قلمروی زیست تصور می شد، با روی کار آمدن نظام پدرسالار و تثبیت مفهوم دولت، بتدریج معنای میهن به خود گرفت و هم چنان که در محیط خانه زن تحت تجاوز مالکیت مرد قرار گرفت، در جامعه نیز زمین ــ که یکی از نمادهای  مؤنث باروری، و در واقع اولین نماد باروری پیش از تصعید نشانه ها به آسمان است ــ مورد دست اندازی دولت واقع شد: میهن همان ناموس اجتماعی شده است و میهن پرستی مترادف ناموس پرستی می باشد. دومین شکل خشونت روانی علیه زن بدین ترتیب در دو بعد خرد و کلان تحت عنوان مالکیت بر زن: ناموس/میهن  پدید می آید.&lt;br /&gt;تا اینجا ما به مسائلی در رابطه با منشأ پیدایش خشونت روانی در یک دوره ی تاریخی سرنوشت ساز اولیه پرداختیم. – البته باید متذکر شد که این دوره ی تاریخی را نباید با دوره ی اسطوره ای اشتباه گرفت. اسطوره صرفاً بعدها در جامعه ی طبقاتی با بازگشتی نوستالژیک و اغلب مجعول به جامعه ی پیشاطبقاتی و به موازات این دوره ی تاریخی شکل می گیرد ــ اکنون با گذاری چند هزارساله به جامعه ی امروزی پا می گذاریم. دوران کنونی نیز می تواند به همان میزان و البته در جهتی به لحاظ محتوا معکوس، یک دوران تاریخی سرنوشت ساز باشد. در پایان نوشته ی حاضر بیشتر به این مسأله خواهیم پرداخت ــ اما خشونت های پایه ای که بدان اشاره شد، در جامعه ی مدرن با همان محتوا و در فرمی ظاهراً متفاوت، در مقیاس گسترده تری به حیات خود ادامه می دهند. با صنعتی شدن وسیع جامعه و پیدایی سرمایه داری و جهان گیر شدن تدریجی آن، و با صریح شدن تضاد/ مبارزه ی طبقاتی در سطح دو طبقه ی بورژوازی/ پرولتاریا، طبقه ی مسلط محتوای ارزش/ فرهنگ سابق را در ضمن ارزش/ فرهنگ نوآورده ی خود و بنابراین به ظاهر در فرمی متفاوت حفظ کرد. اما این تفاوت صرفاً صوری است و اگر کمی دقیق شویم ارزش های بورژوازی حتا به لحاظ فرم نیز همان است .&lt;br /&gt;ما در اینجا از پرداختن بیشتر به مقولات اساسی ای که در رابطه با جامعه ی ابتدائی مطرح کردیم ــ و کماکان در جامعه ی مدرن نیز به قوت خود باقی است ــ ، صرف نظر می کینم و به بررسی دو مقوله ی به ظاهر متفاوت با مقولات قبلی و با یکدیگر می پردازیم : ازدواج و آرایش/ مد . اما این تفاوت به سادگی می شکند : بورژوازی پیوسته می کوشد با افسانه پردازی و با دستگاه تبلیغاتی طویل و عریض خود، ازدواج را و نیز آرایش/ مد را امری ازلی و همیشگی جلوه دهد . این تصور بسیار کودکانه است، چرا که با رجوع به تاریخ جوامع ابتدایی و سیر ارزش/ فرهنگ در این جوامع خلاف آن را مشاهده می کنیم : در گله های انسانی اولیه اساساً چیزی بعنوان ازدواج وجود نداشت ــ سپس با تشکیل قبیله، نخستین شکل ازدواج، ازدواج گروهی، مقارن با تکوین مالکیت بر زمین و متناسب با آن پدید آمد ــ مرحله ی بعدی، چند همسری در دو مرحله به ترتیب زن محور و مرد محور می باشد، که همچنین مقارن است با شکل خاصی از مالکیت : مالکیت خصوصی ــ و بالاخره شکل کنونی ازدواج، ازدواج تک همسری، که درواقع ادامه ی فرم قبلی ، فرم چند همسری، است؛ همانگونه که مالکیت خصوصی جامعه ی سرمایه داری ادامه ی همان مالکیت خصوصی جامعه ی طبقاتی اولیه می باشد. خلاصه این که ازدواج بطورکلی ترجمان مالکیت بطور عام در رابطه ی زناشویی است، و ازدواج تک همسری  بطور خاص ترجمه ی مالکیت خصوصی. به این ترتیب ازدواج در ارتباط تنگاتنگ با مسأله ی ناموس تحت حمایت دولت/ مذهب قرار می گیرد و در واقع رابطه ی این دو همانند رابطه ی تقسیم کار و مالکیت یک هم ارزی دوطرفه است. بنابراین ازدواج با رسمیت بخشیدن به ناموس، خود، جنبه ی دیگری از خشونت روانی روا شونده بر زن را شکل می دهد.&lt;br /&gt;و اما مسأله ی دیگر مسأله ی آرایش/ مد است. در اینجا نیز بورژوازی به همان طریق قبل افسانه پردازی می کند : نیاز به زیبا بودن و بنابراین آرایش/ مد نیز امری ازلی و همیشگی نموده می شود. در این زمینه باید متوجه بود که اساساً یکی گرفتن آرایش با زیبایی مغالطه ای پایه ای است که در پس این تبلیغات بورژوازی پنهان است. گذشته از این، باید هم چنین دانست که آرایش به جهات دیگری پدیدار گشته و تاریخ آرایش/ مد جدا از تاریخ تکامل نیروهای مولده و تقسیم کار/ مالکیت نیست. انسان های جامعه ی ابتدایی برای مشخص نمودن سن و جنسیت، و سپس تر برای تفکیک اعضای قبایل از یکدیگر، به رنگ آمیزی بدن دست می زدند که این رنگ آمیزی خاص جنسیت معینی نبود و هر دو جنس زن و مرد را شامل می شد. بعدها و با پیدایش جامعه ی طبقاتی، این رنگ آمیزی بدن برای نشان دادن تعلق به طبقات مختلف بکار برده می شد ــ اساساً زنان طبقات فرادست با آرایش متفاوت و بکار بردن مواد و اشیای قیمتی به عنوان آرایش/ مد، خود را از زنان طبقات فرودست متمایز می ساختند. فرم تغییر چندانی نکرد اما محتوا دگرگون شد و ماهیتی ضد انسانی پیدا کرد. در جامعه ی مدرن علاوه بر این جنبه از کارکرد آرایش/ مد در جهت تحقیر زن طبقه ی کارگر، هم چنین می توان و باید به سود اقتصادی هنگفتی که از قبل این افسانه پردازی و تبلیغات به جیب بورژوازی سرازیر می شود، و نیز به ابتذال فرهنگی و سطحی نگری ای که درپی دارد، به عنوان معضلات هرچند جانبی اما عمده ی آن اشاره کرد.  [3]&lt;br /&gt;باری به هرجهت، با دقت در موضوعاتی که مورد بحث واقع شد، و با بررسی اجمالی انواع دیگر خشونت علیه زن، می توان به این نکته پی برد که رهایی زن مستلزم تحقق چند شرط می باشد که می توان آنها را مضمحل شدن دولت و خانواده تعبیر کرد؛ شروطی که خود به صورت انضمامی و در پی یک پیش شرط واقعی متحقق می شوند ــ این پیش شرط اساسی همانا برانداختن جامعه ی طبقاتی در کلیت خویش است. به عبارت دیگر رهایی زن در جامعه ی طبقاتی ممکن نیست و بنابراین و به این صورت می توان با صراحت اعلام کرد که «رهایی زن، رهایی جامعه است».                                                                                                                   &lt;br /&gt;  پانوشت ها :&lt;br /&gt; توضیح ــ  در این نوشته از سه منبع عمده استفاده شده است، که پانوشت های حاضر در واقع ارجاع هایی است به متن این منابع. &lt;br /&gt; [1] زمینه ی تکامل اجتماعی / و.ل. کروف - ر.ک. متروپولسکی - ی.ا. زوبرینسکی، ترجمه ی ناصر زرافشان - علی افشاری، انتشارات آگاه، 1383.&lt;br /&gt;این کتاب هم چنین با ترجمه ی پرویز بابایی توسط نشر آزاد مهر منتشر شده است.&lt;br /&gt; [2] ایدئولوژی آلمانی، فصل نخست، بخش II / کارل مارکس - فردریش انگلس، ترجمه ی پرویز بابایی، نشر چشمه، 1379.&lt;br /&gt;[3] مسأله ی زنان و روش مارکسیست ها، ذیل کتاب "آرایش، مد و بهره کشی از زنان" / ایولین رید، ترجمه ی افشنگ مقصودی، نشر گل آذین، 1381.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-7635883427150427409?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/7635883427150427409/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=7635883427150427409' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7635883427150427409'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/7635883427150427409'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_4930.html' title='سیامک امین : بنیان فرودستی زنان در جامعه ی طبقاتی زن به مثابه ابژه ی خشونت روانی'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-8866673880131681195</id><published>2008-11-24T16:12:00.000+03:30</published><updated>2008-11-24T16:14:02.524+03:30</updated><title type='text'>مزدک طوسی نژاد : کلیت شمایل انتخابات ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تلاش جمهوری اسلامی و دولت احمدی نژاد برای به سکوت فرو بردن جامعه در 1 سالی که گذشت بسیار محسوس بود و اکنون نیز لحظه به لحظه عریان تر خودش را نشان می دهد. تقریبا از همان زمانی که دولت بوی تحریم های احتمالی را احساس کرده تا زمانی که تحریم ها آرام آرام سر بر می آوردند و در دوره هایی که هر از گاهی امواج رسانه ای جنگ را هر چه محتمل تر در ایران جلوه می دادند ، حضور سرکوب ها و فشار بر حرکات و اعتراضات از یک سو و تحرکات اقتصادی از انواع فلج کننده تر برای مردم را در جامعه دیده ایم. به نظر می رسد همین طور که زمان به جلو می رود و به انتخابات نزدیک می شود ، بگیر و ببند و فشارها نیز در جامعه بیشتر می شود.&lt;br /&gt;گردن کشی جمهوری اسلامی در برابر یک جبهه امپریالیستی به سرکردگی آمریکا علیرغم اینکه جمهوری اسلامی را در فشار قرار داده است ، از همان ابتدا نیز برای آمریکا گزینه های پیش رویش را برای تکمیل پروژه های امپریالیستی اش بنا به دلایلی که از موقعیت منطقه و قدرت اسلام سیاسی در آن آب می خورد ، با محدودیت روبرو کرده است. در عین حال همچنان امکان یک ماجراجویی دیگر و یا تغییر بالانس سیاسی موجود ممکن است روند اتفاقات را به گونه ی دیگری رقم بزند.&lt;br /&gt;در حال حاضر سیل تحریم ها سرازیر شده اند و مردم به درجه ای ناچارند که عواقب این تحریم ها را که بر حیات روزمره شان آسیب وارد ساخته است به جان بخرند. نزول تحریم های اقتصادی و سیاسی تاکنون احتمالا شادی دل اپوزیسیون راست را که در خدمت امریکا و دیگر اربابانش است فراهم آورده ، اما همچنان امید به عروج دوباره ی بحث های جنگ علیه ایران و صحبت از بمب هایی که در آن دموکراسی غنی شده موجود است را از دلشان پاک نکرده است و مایلند تا نشان دهند که سیاست مداران امریکایی نیز آن را از یاد نبرده اند. همانقدر که دامن زدن به آن توسط این جبهه برای چنگ انداختن به قدرت سیاسی در ایران راه گشا و لذت بخش است ، برای مردم ایران و فعالین اجتماعی و سیاسی کشور دردآور و فلج کننده است . آنگونه که در یک سال گذشته شاهد بودیم و همچنان بنا به شهادت عینیات جامعه ، اعمال تحریم ها و جنگ های رسانه ای غرب و اپوزیسیون آویزان از آن تنها توانسته است دولت جمهوری اسلامی را به سمت سیاستی هدایت کند که کمر به تثبیت هر چه تمامتر خود در جامعه ببندد و گذشته از دستاوردهای دردآور تحریم برای مردم و امواج سرکوب های متعدد ، عایده ی دیگری برای جنبش ها و مردم نداشته باشد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر انتخابات در کشور بنا به تمامی شرایطی که در این چند سال بر ایران حاکم گشته است موجبات کش و قوس هایی را در کلیت سیاسی جمهوری اسلامی و حاکمین اش فراهم آورده است. در درجه ی اول حفظ قدرت و جلوگیری از به هم خوردن این توازن قوای منطقه ای و پس از آن حل مناقشات و تعیین سیاست خارجی کشور و راهبرد های اقتصادی در راستای همان اهداف ، موجبات دعواهای جناحین مدعی قدرت و بروز سیاست ها و حرفهایی را که تا دیروز قبح ذاتی داشته است را فراهم نموده است. اگر بخواهیم ریشه های این مناقشات و تغییر سیاست ها و حتی در زمینه هایی شکستن مرزهای تا آن دوره را بررسی کنیم ، می بایست در پس و پشت آغاز تحریم ها و بسته شدن روابط اقتصادی با بازار جهانی کنکاش کرد.&lt;br /&gt;کاشت بذر یک اقتصاد بسته و اردوگاهی که بنا به ضرورت آن دوران و بنا به ایدئولوژی سیاسی حاکم بر جناح روی کارآغاز شده بود ، بدون شک حیات سیاسی و اقتصادی جناح دیگری را در حاکمیت به خطر انداخته است و ضرورت بروز سیاست هایی را رقم زده است که امروز دیگر می خواهد خود را به هر شکل بر کرسی بنشاند. سیاست خارجی دولت احمدی نژاد و واکنش های مورد نیاز داخلی خصوصا در حوزه اقتصادی کشور ، که ظاهرا جناح مقابل ، آن را نتیجه کاربست یک سلسله روش های نادرست دولت روی کار می داند (بنا به اینکه منفعت اش به خطر افتاده است) ، موجبات بروز اختلافات و همچنین مقاومت هایی میشد. امروز و گام به گام با پیشرفت تحریم ها و همچنین امید ها به انتخابات آینده آمریکا ، مواضعی که از سوی برخی سران حکومت در جناح مقابل دولت اعلام میشود و موضوعاتی که طرح می شود تفاوت هایی از جنس دیگر یافته اند که اگر چه قابل پیش بینی بوده اند ، اما درست به اندازه ی دادن نظرات کمونیستی از جانب بنگاه وال استریت عجیب به نظر می رسند.&lt;br /&gt;از همان زمان که این جناح لیبرال درون حاکمیت تمام توان خود را به کار گرفته بود تا بر سیاست خارجی تاثیر بگذارد و به هر بهایی از گسترش این روند اردوگاهی جلوگیری به عمل آورد ، پیش بینی این اتفاق امکان پذیر بود. شاید چندی پیش بود که رفسنجانی در یک مصاحبه به تایید دموکراسی و تاکید بر آن می پرداخت و تلاش میکرد تا آن را در لوای اسلام تئوریزه کند. اگر چه که لیبرالیسم حکومتی در ایران ، تا دیروز می توانست با کمترین دغدغه تمامی مکانیسم های لازم را برقرار سازد تا ارتباطات اقتصادی را با جهان به هر شکل برقرار سازد و همچنین بنا به در دست داشتن صنایع مهم داخلی منفعت طبقاتی اش را به جیب بریزد، اما با روی کار آمدن احمدی نژاد، پیش گرفتن سیاست مقابله با غرب و سر برآوردن سلسله تحریم ها ، این جبهه دریافته است که راه حفظ و خروج اش از بحران را (که البته هر دو به دستگاه سیاسی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی به شدت وابسته اند) دیگر با روش های گذشته و تنها بر پایه ی پایبندی به مقدسات ! پیش نخواهد برد و می بایست سد هایی را به سمت غرب بشکند.&lt;br /&gt;گویی تحولات اتفاق افتاده در این سالها و در ادامه ترس از به قدرت رسیدن هر یک از جناح های موجود در جمهوری اسلامی دیگری را به سمتی میبرد که به هر قیمت ،خود، دیگران حلقه به گوش و کلیت جمهوری اسلامی را با خود به نقطه ی تلاقی منفعت شان برساند.&lt;br /&gt;از طرف دیگر احمدی نژاد نیاز آن را دیده است که مسئله ی سیاست خارجی اش را به یک نقطه ی مشخصی برساند تا بتواند به سیاست هایش و خودش که آنها را نمایندگی میکند صورت خوشی در بین هم مسلکانش ببخشد. حتی در راه این تلاش از دادن شعارهایی که رنگ دوستی با مردم اسرائیل را برخود داشت اجتناب نکرد . تلاش های مشابهی نیز به صورت سیاستهای روزمره و بازی با مطبوعات و ذهن مردم در جریان است که بتواند هر گروه دیگری را به شکلی به زانو درآورد و بدین واسطه به دعواهای درونی خودشان خاتمه دهند. سلسله بحث های مکرر حول حضور یا عدم حضور خاتمی به هر دو هدف ذکر شده در بالا همچنان در جریان است و هر گروه مایل است بنا به اهداف مشخص سیاسی و اقتصادی اش راه های غلبه بر رقیبان اش را بیازماید.&lt;br /&gt;فارغ از این ، بخش دیگری در اپوزیسیون وجود دارد که همیشه در تمامی انتخابات ها یک رای به نام جمهوری اسلامی صادر میکند. نوعی لیبرالیسم ملی و وطنی که ظاهرا از سر لطف سابقه ی تاریخی شان ، نام چپ را نیز بر خود قرار داده اند و در همان دوره که احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب شد ، یعنی سال 84 ، تصور را بر این میدیدند که می بایست برای مقابله با جناح اصوگرا که راست ترین بخش حاکمیت است ، تمامی توان سیاسی و تبلیغی خود را برای بالا کشیدن رقیب او رفسنجانی بکار ببرند. تا قبل از آن نیز پشت هر یک از کسانی که جمهوری اسلامی به آنها معرفی کرده بود ، در می آمدند و فرضا خاتمی را به عنوان راه نجات به همه معرفی میکردند . کهولت اندیشه ی سیاسی در اینها و تغییر و تخفیف مواضع طبقاتی شان به آنها اجازه می داد و همچنان میدهد که با جمهوری اسلامی هم بازی شوند . امروز نیز انتظار عروج دوباره شان از پشت سر یکی دیگر از اهالی حاکمیت ایران برای تحقق بخشیدن به شعارهای "شورای حکمیت" یا "شورای فتوا" میرود و تلاش مستمر شان برای تثبیت سرمایه داری روتین ایرانی و ملی و نصیحت آمرانه برای بالابردن تولید به گوش خواهد رسید. واضح است که بستر اصلی رشد و نمو و حتی زندگی تمامی جناحین حکومت، در کلیت ایدئولوژیک و سیاسی جمهوری اسلامی معنا می یابد و واگذاشتن و برداشتن هر یک از اینها به امید و تصور تخفیف در سرکوب سیاسی و اجتماعی و باز شدن فضای جامعه به نفع مردم بسیار ابتدایی و ساده انگارانه است. این نگاه یا در بهترین حالت سازوکار اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی را نمی شناسد و یا مشخصا در یکی از صفوف قدرت در جمهوری اسلامی سیاست اش تکمیل می شود.&lt;br /&gt;هیچ بستر سیاسی در سیستم جمهوری اسلامی وجود ندارد که بتوان با تکیه بر آن، اعلام نمود که به سمت منافع عموم مردم زیر فشار و مشخصا طبقه کارگر ایران گام برداشته ایم. خاتمی با تمام رای های داخلی و بستگان خارجی اش ، نتوانست کاری را به پیش ببرد و 18 تیر و حوادث بعدی اش را در جامعه پروراند. پس از این نیز بنا به ماهیت تمامی پروژه های تعریف شده از جانب دستگاه جمهوری اسلامی ، اتفاقات رادیکال تر و تحرکات حساب شده تری در جامعه پرورش خواهد یافت. امروز نیز واضح است که بیش از هر زمان دیگر انتخابات و هر اتفاق سیاسی در درون جمهوری اسلامی به سیاست ها و راهکار های حفظ قدرت و دعواهای برتری اقتصادی و تثبیت سرمایه وابسته است و فراتر از این هیچ چیزی وجود ندارد. تنها مقداری رای برای هر کدام از طرفین مورد نیاز است تا بتوانند به واسطه ی آن عرصه را بر دیگری تنگ کنند و یک جولان سیاسی و اقتصادی دیگر را براه بیاندازند . در این بین هیچ قسمتی وجود ندارد که بتواند ارتباطی با منافع عمومی مردم پیدا کند و اینان همه شکست خوردگان تاریخ اند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-8866673880131681195?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/8866673880131681195/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=8866673880131681195' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/8866673880131681195'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/8866673880131681195'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_9403.html' title='مزدک طوسی نژاد : کلیت شمایل انتخابات ایران'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-5961532709676519422</id><published>2008-11-24T16:06:00.000+03:30</published><updated>2008-11-24T16:12:25.476+03:30</updated><title type='text'>مرتضی مساکنی: پیرامون وضع موجود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آنچه امروز بیش از هر زمانی در فضای آکادمی چشم را می آزارد، اپیدمی عقلانیت معطوف به منافعی است که به طرز وقیحانه ای در جهت حفظ نظم موجود عمل می کند. نگاهی که پیشتر درمیان بورکرات های دانشگاهی، به عنوان جزئی از دستگاه های ایدئولوژیک دولت و با توجه به منافع آنان رایج بود را، امروز در نگاه و عملکرد کسانی می بینیم که تا دیروز خود را پرچم دار مبارزه برای حقوق بشر ودموکراسی در دانشگاه می دانستند.این نوع نگاه که اجازه دهید آن را نگاه بیمارگون بخوانم بیش از پیش در دوسال گذشته در بین جریانات لیبرالی تبلور یافته است .جریاناتی که تا دیروز به امید حمله آمریکا و به اصطلاح دموکراسی آمریکایی حتی به قیمت وقوع یک جنگ تمام عیاربودند، امروز نا امید از آن طرف، به آغوش احزاب اصلاح طلب جمهوری اسلامی بازگشته و شعار شرکت در انتخابات سر می دهند . جریاناتی که فساد، نابرابری، فقر را با ایجاد فوبیای عمومی نسبت به حامیان تغییر وضع موجود با ارجاع به تجربه تاریخی، طبیعی وکارکردی توجیه میکنند و از این طریق در جهت حفظ منافع طبقاتی خود گام بر میدارند.جریاناتی هستند که در راستای قدرت طلبی خود،دانشگاه را به مکانی برای پیشبرد منافع جناح های داخل سیستم تبدیل نموده اند وتنها چیزی که در این بین فراموش گردیده حیات دانشجویی و مسایل و دغدغه های آن است. دفتر تحکیم وحدت که تا دیروز خود را رأس جنبش دانشجویی می دانست، امروز برای برگزاری جلسه ای از مکان حزبی استفاده می کند که هنوز سیاهه عملکرد اش در مقابل چشمانمان است. فعالینی که با تحلیل نبود فضا ومکان برای پراتیک هاشان وارد سیستم می شوند و از این طریق مجوز فعالیت را از دست حاکمیت گرفته (البته این مجوز دادن در واقع همان هضم کردن و ممنوع کردن را به ارمغان می آورد)و فاتحه آکادمی را می خوانند.هرچند بین این جریانات وسیستم ، تفاوت های بنیادینی دیده نمی شود،از این رو نگاه لیبرالی از هرسکویی در واقع نگاهی اخته و  بی خطر و بازتولید گر نظم موجود است. پس تفاوت چندانی ندارد که در داخل سیستم باشد یا بیرون آن ، در واقع خود عینیتی از سیستم است و سمپتومی بیرون از سیستم برای آن نمی توان متصور شد. منطق عقلانیت سرمایه داری آنها را وا میدارد که به اصطلاح خودشان به سرعقل بیایند ونتیجه اش عمومی کردن واقع گرایی متوهم و عامیانه ای است که از آن نان می خورند و استثمار می کنند،.آنچه که برای ما پرداختن به این موضوع را ضروری می نماید نه نگرانی از استحاله شدن افراد منصوب به این جریان در احزاب متعلق به حاکمیت (چرا که در هر صورتی ما را به خیرآنان امید نبود ونیست ) بلکه افزایش فشار حاکمیت بر دانشگاه با استفاده از این نیروهای تازه نفس است . بدیهی است که استحاله کردن دستگاه های دولتی از درون بیشتر به شوخی بزرگی می ماند چرا که این افراد توهم سوژه بودن را در این ساختار برای خود قائلند اما این ساختار به آنان به عنوان پیاده نظام می نگرد : به عنوان خرده بوروکرات های آینده. افرادی که با نگاه ساختی- کارکردی، جامعه را مانند ارگانیزم بدن می نگرند و از این رو وجود نابرابری در جامعه را طبیعی وکارکردی جلوه می دهند، این خود فرم دیگری از دیکتاتوری را با ورنی شعارهای دموکراتیک عمومی می کند. کسانی که در داخل اتاقک های جدا و پراکنده ای نشسته اند و به نام فعالیت دانشجویی، اجتماعی، سیاسی همچون سوپاپ اطمینانی مانع عمومی و همه گیر شدن فعالیت از پایین می شوند .حاصل این همه شبه فعالیت چیست؟ درخدمت چه کسانی است؟ در خدمت دانشجو یا تریبون تبلیغات احزاب حاکمیت،دانشجو یا سرمایه دار ایرانی ساکن دبی؟ در حالی که وضعیت معیشتی دانشجو ، معلم، کارگر فاجعه آمیز است، در حالی که قیمت مایحتاج اولیه ای چون قند و برنج و چای.... هرروز بیش از گذشته می شود در حالی که وضعیت خوابگاه های دانشجویی اسف بار است، این جریانات به سرکردگی دفترتحکیم وحدت از چه چیزی حرف می زنند؟ جریاناتی که با وارد کردن دانشجویان به بازی های فرسایش زایی که تولید توهم سوژه بودن را می کند اما عملا خنثی کننده است ، جلوی تمام خواسته های دانشجویان را می گیرند&lt;br /&gt;عده ای دیگری هم در آکادمی هستند که با استفاده از نگاه تقلیدی و تقلیل یافته ،هر از گاهی مونولوگ های شخصی شان را بلند بلند تکرار می کنند و از پایان آکادمی دم میزنند ،کسانی که خود اتفاقا بازتولیدگر آکادمی هستندو بی هیچ مقاومتی تن به وضع موجود می دهند و با این حال از امکان مقاومت حرف می زنند.کسانی که دچار جنون تئوریک هستند ، هیچ نمود عینی نداشته و تنها در جهت انقیاد و افسردگی بیش از پیش نیروها گام برمی دارند .&lt;br /&gt;در حالی که تورم، وضعیت معیشتی مردم را روز به روز بحرانی تر می کند و دم ودستگاه رویا سازی سرمایه داری با آفریدن توهم طبقه متوسط شهری با ابزارخرید قسطی ،افراد ناتوان را روز به روز رویایی تر وتشنه تر می کند ،( رویاهایی که جز لولیدن در حوزه ی خصوصی و مصرف بیشتر خاصیت دیگری ندارند)  از سوی دیگر با انقیاد ودست کاری شدن فضای دانشگاه وفضاهای اجتماعی دیگر برای فعالیت از چه آلترناتیوی برای رهایی از وضع موجود می توان استفاده کرد؟&lt;br /&gt;چگونه می توان تریبون و ابزار دست سرمایه داری ، چه از نوع حاکمیت دینی، چه از نوع سرمایه داری مبتذل آمریکایی، نشد؟ به گمانم در این شرایط باید به پس زدن هر نوع سازش فریبکارانه وعمومی کردن دغدغه ها اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی متن جامعه پرداخت؛ آلترناتیوی که اتفاقا برابر نهادِ روابط و مناسبات غیر انسانی و فاجعه آفرین لیبرالیسم است تا به قول حافظان وضع موجود رمانتیسم قرن نوزدهمی .&lt;br /&gt;جریان چپ نه برخاسته از جنون عمل و نگاه خشونت طلب بلکه پاسخی به جامعه نابرابر، شی واره وانسانیت زدا است که با توهم آزادی ودموکراسی بر زندگی انسان ها آوار می شود.&lt;br /&gt;http://www.asrnews.blogfa.com/&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-5961532709676519422?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/5961532709676519422/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=5961532709676519422' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/5961532709676519422'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/5961532709676519422'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post_24.html' title='مرتضی مساکنی: پیرامون وضع موجود'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3524935078831233636.post-1358845230275620208</id><published>2008-11-23T19:40:00.000+03:30</published><updated>2008-11-23T19:47:54.452+03:30</updated><title type='text'>مردم متخد هرگز شکست نمی خورند ولی ...</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مردم متحد هرگز شکست نمی خورند اما احتمال این دارد کهبه شکستی بدتر در انقلاب خویش مواجه شوند مثل ایران &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یک بخش از کتاب اوریانا فالاچی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نگذارید اونیفرمها و باید و نبایدها دست و پاهاتون رو ببندن&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;((بجنگین !با مغزاتون دلیل بیارین!یادتون باشه هرکسی برای خودش یک آدم آزاده،یک آدم بدرد به خور که صاحب زنگی خودشه!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از من خودتون دفاع کنین! ریشه های آزادی همونجاست یادتون باشه آزادی قبل این که حق باشه، وظیفست...))&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;زنده باد آزادی                          زنده باد برابری
                    حکومت کارگری&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3524935078831233636-1358845230275620208?l=chapradikal.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://chapradikal.blogspot.com/feeds/1358845230275620208/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=3524935078831233636&amp;postID=1358845230275620208' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1358845230275620208'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3524935078831233636/posts/default/1358845230275620208'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://chapradikal.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='مردم متخد هرگز شکست نمی خورند ولی ...'/><author><name>خون سرخ انقلاب</name><uri>http://www.blogger.com/profile/09151854275048811627</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='30' height='32' src='http://3.bp.blogspot.com/_EtnE6PlX8qI/SSR0bq52ddI/AAAAAAAAAAM/ihY_tCZVdkE/S220/126-1.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
